۸۱۹🦄
مهرخ داشت تعریف میکرد که پسری رو باهاش آشنا شده و چند مرتبه رفتن کافه غذا خوردن و بار آخر گوشی دوست پسرش؟ رو گرفته بود و رمزش رو به زور ازش گرفته بود و بعد دیده بود اکسش بهش پیام داده ... تا این هنوز رابطه قبلی رو تموم نکرده و مهرخ گفت منم گوشی و بهش دادم و اومدم بیرون و شب زنگ زد با راهنمایی آذین کلی دعوا کردیم و آخر شب به پیام داد این سه باری که کافه رفتیم و برات هر چی گرفتم پولشون رو بزن حسابم و اینم شماره کارت
گفتم مهرخ تو خودت روز اول گفتی پنجاه پنجاه
گفت اون پرسید کی باید خرج رابطه رو بده و منم گفتم فکر میکنم دوتامون شرایط مون پنجاه پنجاه هست ... انتطار اینو نداشتم واسه ی کافه رفتن بهم زنگ بزنه بگه دونگت رو بده ما که داریم کات میکنیم
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۳ ساعت 16:9 توسط Taxian
|