منه قبلی یک کینه ای بودم که تا هفته ها قهر میکردم بخصوص وقتی میدونستم صد در صد حق با منه تازه خیلی خوشحال بودم مییگفتم این یعنی من مصمم !

مرغم یک پا داشت میگفتم باید ازم معذرت خواهی کنه بگه اشتباه کردم

... اما این دفعه خودم اذیت بودم ! واقعا مهم نبود کی راست میگه ناراحت بودم باهاش حرف نمیزنم

پس رفتم پیش مینا گفتم میخوام باهات آشتی کنم یک لبخند زد

و بعد گفتم برای همین این کیک کوچولوی عروسکی رو برات گرفتم

پاشد کیک رو گرفت گفت با لبخند گفت چقدر بامزه هست

گفتم وقتی بابت اینکه باهات قهر بودم نارحت بودم

مینا هم گفت منم ناراحت بودم

پ.ن: البته قبل اینکه باهاش حرف بزنم تو سرم میومد اگر قبول نکنه چیکار کنم؟ بعد گفتم مهم نیست من حرفم رو میزنم واقعا میخوام آشتی کنم و باهاش حرف بزنم

*درباره کیک فان کیک : یک کوچولو اندازه سه بند انگشت به شکل خرس هست خیلی بامزه هست باید بخرینش و بخورینش