خیلی وقته دارم سعی میکنم دروغ نگم و غیبت نکنم اما مگه میشه؟!

انگار مردم برای حرف زدن مجبورن غیبت کنن قضاوت کنن

من بین آدمای دنیای واقعی فقط با فری و نونام نزدیکم

وقتی پیش نونامم ۱۰۰ درصد حرفا قضاوت کردن بقیه هست اصلا خودش شروع حرفش اینه بیا غیبت کنیم این شیرین تره !

بعد درباره ی تک تک همکاراش میگه ( ولی خدااارو شکر وقتی ازم نظر میخواد میگم نمیدونم)

اما همه اینا بخاطر بقیه نیست خودمم همچین پر ایرادم -_- مثلا اکس فلانی بعد از سه سال فیلش یاد هندستون کرده هر جا میشینه درباره دختره حرف میزنه... دیده شده منو فری دو ساعت تمام زندگی نامه اینا رو پشت تلفن بیل میزنیم ؟ البته قضاوت کردنم و غیبت کردنم بیشتر وقتا حالت اینو داره که بخوام بیگناهی خودمو توجیح کنم !

و من خسته ام از اینکه هی هر روز صبح پا میشم و میگم دیگه دروغ نمیگم بعد میگم پیش خودم میگم اوپس! الان دروغ گفتم؟ انگار من کنترل خودمو ندارم ! این خیلی خجالت آوره !

اما میخوام برای ۱۵ روز واقعا حواسم باشه ی کش ببندم دور دستم و یا دست بند هی نگاش کنم تا کنترل داشته باشم خودم رو با خودم بگم امروز من راست گو ام قضاوت نمیکنم غیبت نمیکنم اگر جلوم چیزی گفتن میگم نمیدونم حتی اگر نونام میخواست حرفاش رو تایید کنم

عاه💔

سو اینکه دروغ بگم و بگم نمیتونم نداریم

خودسازی اشتباه داره خطاها داره وگرنه اسمش رو نمیذاشتن خودسازی

* چرا هیچکس نمیگفت عطر لاوندر همون اسطوخودوس هست؟