خیلی دلم میخواد از نونام بپرسم وقتی دوست پسر داری و خیلی دوسش داری چرا قرار هایی که همکارات و دوستات برای معرفی میذارن همه رو میری ؟

نونام گفت میگن بقیه ممکنه تو قرار های اول نقش بازی کنه اما پسری که میگه قصدش ازدواجه به نظر من خودش رو نشون میده مثلا داداش دوستم گفت بریم بیرون ( انگار اکیپ بشن برن باغ ) و نونام گفت منم برای امتحان کردنش گفتم کی قلیون بیاره ؟ آخه بری باغ و بدون قلیون نمیشه که ... بعد ایشونم فکر کرده نونای ما هم از اوناست و کم کم گفته بود چند تا پیک مشروبم میخورم ... نونامم با لبخند گفته بود خب دیگه چی؟

* اما واقعیتش ازش میترسم همچین سوالی بپرسم چون ممکنه بگه تو کارهای من دخالت نکن ... اما اگر من باشم به رلم میگم تو تا کی قراره با من پنهونی حرف بزنی ؟ تا کی باید منتظرت وایسم که تو فکرهات رو کنی ؟ فکر میکنم همین رک بودنمه که مامانم میگه پسرا ازت میترسن که باهات حرف بزنن☺

* من خیلی خستم این روزا ، درس آمارم پشت سر هم لغو میشه ، استاد ریاضی گفته احتمالا باید برم سر کلاس بچه های رشته دیگه بشینم با اینکه ترم آخرم و ممکنه این بین کتابا یکی نباشن و حتی ممکنه ریاضی رو خودخوان باید پاس کنم یکی از درسهای آزمایشگام انلاینه و عصر هست و عصرا نت من ضعیف میشه و کلاس لود نمیشه برام غیبت میزنن هنوز به پسر عمو شهلا پیام ندادم که کجا میخواد قرار بذاره درس بخونیم هتل ساحلی داره برای قسمت هتل و کافه نیرو میگیره اما میترسم برم برای مصاحبه اگر دوباره قبولم نکنن چیکار کنم ؟