۱- وقتی برنج محلی درست میکنم و شفته میگیره و مزه شیر برنج میشه با ذوق میخورم 💕

۲- از کسایی که بهم کمک میکنن و ازم انتظار دارن خجالت میکشم چون مایه شرمساریم 💔

۳- عروسی داداش متاهل هست جمعه و لباسی که انتخاب کردم صورتی ملایم با گلهای رز هست نونام لباس قرمز انتخاب کرد ( قراره لباس ترک قشقایی بپوشیم و کلی دامن پف دار بپوشیم زیر لباس اصلی... پس منو با دکلته تنگ صورتی تصور نکنید💥 )

۴- خب بلد نیستم برقصم ... ( وی از کودکی استعداد رقصیدن نداشت )

۵- من هم اتاقیام رو دعوت کردم از طرف خودم ... چون نمیدونم یدفعه سیس صاحب جشن رو گرفتم و دعوتشون کردم امیدوارم عروس گارد نگیره

۶- خب مادرم گفت نباید اون ۴ تا هم اتاقیم رو دعوت میکردم چون عروس مثلا عمه خودش رو دعوت نکرده ... الان من کسایی رو دعوت کردم که ۷ پشت غریبه ایم و اره ... الان باید دعا کنم که هم اتاقیام نیان :/ ( اصلا من شام نمیخورم که غذا کم نیاد ... وی ی کاری کرده خودشم توش مونده😭)