دلم میخواد برم خونمون ... دیگه از این شهر دانشجویی خسته شدم از مردمش دانشگاه استادا خوابگاه بچه های خوابگاه

وقتی خونه بودم مامانم نمیذاشت شیرینی و کیک بخورم عوضش پوست سالمی داشتم ی باغچه الوئه ورا داشتم با دوبار الوئه ورا زدن اون مایع زردش ... باهاش لکه های صورتم رو درمان میکردم اینجا گشنه ام میشه بیس چهاری کیک میگیرم و بعد همه اش جوش میزنم جوشای زشت و بعد دارو خونه رفتم ی ضد لک بهم داده دو هفته هست دارم به صورتم میزنم اصلا تغییری نمیکنه

اعصابم خورده صورتم لک داره و پاک نمیشه

برای پریودی دادم مهرخ کیسه اب گرم برام بگیره اب جوش ریختم فهمیدم کیسه اب گرم پاره هست مهرخ گفت من نمیرم مغازه که پسش بدم پس خودم رفتم مغازه تا کیسه اب گرم رو پس بدم اما گفت ما پول جنس رو پس نمیدیم ی جنس دیگه بردار یا شب بیا با صاحب مغازه صحبت کن ...

بهدا نوشت : اصلا بیخیالش خدا بزرگه لکه ها ی روزتموم میشن این ۵ واحد تموم میشه و برمیگردم خونمون و کیسه اب گرم قبول کنه یا نکنه مهم نیست