احوالات خودم این روزا (چیز مهمی نیست ):

چون فردا میخوام برم موهام رو کراتینه کنم پس این چند روز رو همگی با موهای باز بدون کش مو میخوابم پا میشم راه میرم ... برای رفع دلتنگی

ی دختر جدید اومده خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خوشگله

... چند روز پیش تو سالن خوابگاه بودم یدفعه دنیا رو دیدم موهاش تغییر کرده ! سرش زیر بود داشت طراحی انجام میداد با تعجب بلند گفتم چرا موهات رو اینجوری کردی ؟ عین این دخترایی که بخاطر اکسشون موهاشون رو پسرونه کوتاه میکنن وقتی سرش رو بالا آورد که بدونه من چی میگم دیدم خیلی دنیاست اما دنیا نیست ... بعد مهرخ که کنارش نشسته بود گفت ایشون میخواد بیاد اتاقمون

الان واقعا خوشحالم میخواد بیاد اتاقمون اون موقع گفتم ما تخت حالی نداریم ! مهرخ هم گفت تخت خودت! تو که رفتی میخواد بیاد سر جای تو تازه بهش گفتیم اتاقمون انتن داره :q

گفتم من هنوز نرفتم ! -_-

خیلی خیلی جذابه

روز اولیکه اومدم خوابگاه ی پولی از ما گرفتن به عنوان پول پیش ... الان رفتم به سرپرستی گفتم اون پول پیش رو زودتر از موعد بهم بدین و بهم گفتم بخاطر اینکه از ورودی های جدید پول ورودی خوابگاه گرفتیم مدیر خوابگاه گفته ورودی های جدید گناه ؟ دارن ازشون پول بگیریم و پس ندیم اما پول پیش ورودی های قدیم رو پس بدیم ! پسگول پیش هر دو رو پس نمیدیم !

الان من موندم پول ورودی دیگه چیه ؟ فرض کن بری خونه اجاره کنی پول پیش رو بهت ندن و بگن این مول ورودی به ساختمون بوده !وات؟ فادیا گفت منم موقع رفتن همینو گفتن بهم که پول پیش رو بهت برنمیگردونیم و منم دیدم دارن حقمو میخورن نتونستم کاری کنم!

هاه؟

بهم گفتن از قرارداد عکس نباید بگیری... به نشانه اعتراض عکس گرفتم و برای داداشم فرستادم و خوندش و گفت واقعیتش مدیر خوابگاهت با کلمات بازی کرده به جای پول پیش نوشته پول نگهداری و تعمیرات ... یعنی قبل از هر چیزی اومده پول تاسیسات رو به اسم پول ورودی ازتون گرفته شمام نفهمیدین منظور قرارداد چیه و امضا کردین و الان ازت دزدی شده ... فدا سرت

دیشب مهرخ استوری ی نفر رو ریپلای زد و بعد دیدیم دبی هست و عربه اما واسه شهر دانشجوییه به مهرخ میگیم ادامه بده شاید سفر خارجه رفتی! میگه عربا رابطه میخوان بعد بگیرن من هنوز خانواده ام با این انقدر عمق راضی نیستن ... گفتم الان پسرای خودمون چطورن ؟ گفت اینا بزن و در رو ان

امشب قراره بریم فوتبال ببینیم و ساکورا نمیاد چون باید بره خونه بهمون سپرده شماره فلانیرو بگیریم در حدی که خودمون گوشی رو بهش بدیم ... چون من میخوام برای همیشه از اینجا برم دیوار کوتاه تر از من پیدا نکردن و قراره من گوشیم رو بدم و شماره بگیرم ...

شب نوشت :

عه دیدی چی شد ؟ دختر خوشگله رو قاپیدن بردن اتاق خودشون :/

من و مهرخ همگی چشم شده بودیم کراش ساکورا رو پیدا کنیم اما اب شده بود رفته بود تو زمین ... امشب فوتبال خیلی شلوغ بود