۴۲۰🍐
دراما های این مدت ... در واقع چیز مهمی نیست :
۱- خانم زهره اومده بود غذای بیرون برش رو ببره به میز کراش و اکیپش نگاه کرد گفت خانم پفک اینا کیا هستن؟ ... منم دیدم داره به اونا اشاره میکنه با لبخند و با حالت حرصی گفتم قلیون کشامونن!!!! زهره خانم گفت چطوریه تو اسم مشتری دائمت رو نمیدونی؟
....
یکم استپ کنید
کراش قبلا گفته بود زهره و دوستاش باهاش مشکل دارن ... حالا که زهره داشت میگفت من کراش و دوستاش رو نمیشناسم برام جالب بود و با لبخند تو ذهنم میگفتم اکسهای قبلی کراش یگانه ، مبینا ، نگین و ملیکا و ریحانه همگی کم بودن ... تو هم بیا بشو رل جدیدش! ... تعارف چیه ! بیا بیا
۲- وقتی رستوران خانوادگی باشه یدفعه میبینی تموم آشپزا بخاطر ازدواج نکردن و مجرد بودن رییس رستوران اعتصاب کردن و هیچکی غذا درست نمیکنه !!!
۳- خدا نکنه همکار آقات بدونه مشتری روت کراشه ی بلند گو برمیداره همه جا اعلام میکنه ... ی گارسون داشتیم گفت خانم پفک من حسم میگه تِسترمون روت کراشه :/ اما هدفت باشه پسر عمو کراش... همکارم نوشین هم گفت تستر رو مخه
بعد از این حرفمون ... انگار تستر ی چیزهایی یک حدس هایی از اینکه بین منو اکیپ ی چیزهایی هست زده بود چونکه همنکه من مییخواستم از کراش تا ی توضیحی درباره سفارش هاشون بده که دنگیه یا مادر هرج دارن بده تستر از هر سوراخی بود خودش رو میرسوند میگفت چی شد چی شد ؟؟؟ کلا کنجکاو بود همینکه من ی توضیح میخواستم یا ی سوال از کراش ... ی روز همون همکار آقام اومد داخل رو به من گفت سلام عشق علی ؟ خوبی عشق علی بعد رو به تستر گفت سلام عشق علی ... من با نگام التماس میکردم تو رو خدا اون دهن وامونده رو ببند ...اون موقع نگاه منو دید گفت اقای تستر ما همه عشق امام علیم ، ما هم عشق حسینیم ، عشق حسین عشق علی ( تستر تو خودش بود )
اقا ی روز ... تستر تصمیم گرفت دیگه با من حرف نزنه و نگام نکنه ! حتی بهم نگه پفک جانم ، پفک عزیزم
همه میگن شما قهرین ؟؟؟ گفتم من قهر نیستم حتی باهاش صحبت میکنم اونه که چیزی نمیگه و سعی میکنه کارها رو تنهایی انجام بده !!!
بقیه حرفا بعداتا یکم درس بخونم
۴-
۵-
۶-
۷-