۳۰۱🦊
میخوام ی قصه تعریف کنم که آخرش رو نمیدونم
تعریف کن
دوستت دارم...
واقعا این روزا با صبحونه مشکل دارم و نمیدونم چی بخورم 😐😑 تخم مرغ رو همیشه هر کی زودتر بلند بشه میخوره و واسه نفر آخر یعنی من چیزی نمیمونه ! عسل یا مربا خیلی شیرینن و دندونم درد میاد ، پنیر ... صبحونه هر روزم هست ک ازش خسته شدم ، سیب زمینی ابپز یا نون خالی یاد سال قبل که کنکوری بودم میوفتم 🐈⬛
اگه حواسم به صبحونه خوردنم نباشه ، معده درد برمیگرده
باید فکری کرد 🚶♀️🚶♀️🚶♀️🚶♀️
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام دی ۱۴۰۰ ساعت 9:14 توسط Taxian
|