یک نفر گفت کاش مامانهایی که دختراشون ازشون دور هستن ما دخترهایی که مامانهامون فوت شدن رو به فرزندی قبول میکردن که بریم باهاشون ی چایی بخوریم   بیان خونمون

به دُلمه گرفتنمون ایراد میگرفتن و یادمون  میدادن بچه هامون بهشون بگن مامانی ، ام اونا انرژی بگیرن هم ما و بچه هامون مامان بزرگ دار بشن و قند تو دلشون آب بشه .