یخچال اتاق رو باز میکنم تو کشواش ی پک؟! سبز میبینم ! ... واقعا این چه کوفتیه ؟ ماسک جلبک ؟! یخمک ؟! نوشمک ؟! میمالن به صورت یا خوردنیه ؟

دندونم در چه وضعه ؟ معلومه ازشون عکس گرفتم و سه تا شون انگار کمر همت بستن منو دق بدن!

یعنی وقتی بهم گفتن دوتاش به عصب رسیده قلب وایساد و گفتم بدبخت شدم ...و اون سومی در آستانه رسیدن به عصب بود

نونامم همون لحظه رفته بود بالای منبر و میگفت وقت نگیر ... تحمل کن ی دندون درده ! بعلاوه الان همه تو خونه داریم پولامون رو منتقل میکنیم به حساب داداش سینگل و خودتم پولی نداری

.

.

.

ساکورا میگه تو اهل کجایی ؟ خیلی عجیب میزنی ؟ واقعا اسم سهرت رو درست گفتی ؟! گفتم چطور !

گفت آخه غذا درست کردنت خیلی عجیبه!! سویا با گوجه ؟ (یا مایع ماکارونی با برنج ) ... ف هم گفت آره مرغ رو بدون ادویه آب پز میکنی !!!!! (یادم اومد اون روز حوصله نداشتم و همه گیر بهم داده بودن ی چیزی داخل مرغ بریزم و منم گفته بودم مرغ رو بی مزه دوست دارم ... دختره قشنگ چشماش چهارتا شد و گفت سلیقه عجیبی داری !!!!!)

استراحت و وقت تلفی و رل زدن ؟

اصلا

تو این موقعیت فقط باید تلاش کنم معدلم رو بالا ببرم تا بتونم ۲۴ تا ۲۴ تا واحد بردارم تا زود وارد بازار کار بشم و دندونام رو درست کنم و کلا ی بیمه درست و درمون گیر بیارم

گفته بودم هر کی تو خانواده ما کارمند شد گدا شد ؟

آره ...

بازم میگم💅

وقتی اعصابم خورده خیلی فوش میدم و کلا عفت کلام ندارم و خداوند مرا ببخشاید ... این روزا هم واقعا اعصاب ندارم از خانواده از دندون پزشکی از واحدای عملی از استادامون ... درس اندیشه ام که نمیدونم استادش کجاست ؟ مرده است یا زنده ؟؟ میانترم رو میخواد چیکار کنه ؟؟؟ اگه پیداش نشه و معدلم رو بیاره پایین نتونم واحدا رو پاس کنم ... همبنطوری درس اندیشه رو نمیفهمم الان که استادش گم شده ... وااای واقعا مغزم نمیکشه