۷۶۱🦤
آذین بعد اینکه از حموم دراومد بدن درد و حالت تهوع گرفت !
به دوست پ اش زنگ زده میگه حالم بده و اون میگه میخوای به خواهرت زنگ بزنم ؟ آذین میگه خواهرم از اون سر دنیا تا بیاد و برسه ... من خودم برم دکتر که سریعتر خوب میشم تا بعد چند ساعت اون بیاد پیشم ببینه چمه !
آذین قطع میکنه و میگه خدایا دوست پسرت به جای اینکه بگه خودم با ماشین میام دنبالت میبرمت دکتر... میگه زنگ بزنم به خواهرت ؟؟!
مه رخ گفت علائمت مثل علائم حاملگیخواهرمه !!!
آذین گفت **** یعنی داری میگی من حامله ام ؟!
مه رخ گفت قسم میخورم حامله ای!
ایران گفت انقدر بهش نگو حامله ای بدش میاد !
آذین گفت نه بذار بگه ... مگه من کاری کردم که بخوام بترسم !!!
.
.
قرار شد ی نفر باهاش بره درمونگاه مه رخ اصرار میکرد با پای شکسته اش همراهش بیاد
آذین گفت آخه من اونجا فشارم افتاد غش کردم تو با این پات میخوای منو بلند کنی ؟!
..
..
..
پ.ن:حالا من بین این آشفته بازار نشستم دارم درس میخونم !