حس میکنم تنفر من از آشپزخونه و آشپزی مرزها رو داره جابه جا میکنه ! !

سو ... وقتی میخوام غذا درست کنم یدفعه یک قبلمه بزرگ درست میکنم تا آخر اون هفته فقط همون رو میخورم پس امروز هم داشتم غذای روز جمعه هفته پیش رو گرم میکردم اما این یکی قابلمه ۳۶ ساعت زیر تخت بوده (چون یخچال اتاق در مرز ترکیدن بود و نمیشد قابلمه داخلش بذارم و ۳۶ ساعت زیر تخت گذاشته بودم ) امروز برداشتمش و یکم نگاهش کردم و انگار خوب بود و گذاشتم رو گاز گرم بشه و بعد خواستم چک کنم کف قابلمه نسوزه اما متوجه شدم دارم برنج کپک زده گرم میکنم ...😦 کل برنج قشنگ ی حالت خمیر طور و سس مایونزی شده بود :-/🤦‍♀️ ... حالا ی قسمتی از ذهنم میگفت بیرون بر و وجدانم میگفت نه ! میخوام پولام رو جمع کنم برم دندونپزشکی ! 😪