۶۵۷🦖
همکار پسرخاله بعد از ۱۲ مرتبه خواستگاری رفتن بالاخره تونست ازدواچ کنه !
اوه گاد ... این دختر جدیده که تو اتاقمونه و ابراز احساساتش رو با خفه شو نشون میده به دوست پ اش ... میگه بعد از اینکه متوجه خی انتش شدم خیلی دعوا میکنیم ، در حالی که تا قبلش اینحور نبودیم و از روز اول بهش گفتم نه سیگار و نه مشروب و نه رفیق بازی با دختر و زنای دیگه تا ی شب متوجه شدم با ی نفر دیگه حرف میزنه و گفت آره ، طرف متاهل هست و شماره دختره رو داد و گفت باهاش حرف بزن تا دختره راهنمایی اش میکرد حرفهایی رو به من بزنه که ما بیشتر با هم دعوا کنیم مثلا نامزدم به من میگفت ما تو اینستا همو دیدیم و دختره میگفت نه ما همو تو ی گروه دوستی دیدیم ... تصمیم اش این بود حرفاشون یکی نباشه و من بیشتر بیشتر به دوست پسرم شک کنم و بعد معلوم شد تو جمع پیش پسر عموهاش مشروب خورده ...و ی شب بهم گفت تو چرا حرف منو باور نمیکنی مگه بهم اعتماد نداری و گفتمش آره بهت اعتماد ندارم و بعد بهش برخورد و تا سه هفته حرف نزدیم و خواهرش زنگ زد گفت اینجور نباش ، تو نباید برای هر اشتباه اینجوری کنی بیاین با هم آشتی کنین ، آشتی کردن شرط اش این بود تمام حساب تلگرام و اینستاش رو بهم بده تا همیشه چک اش کنم
پ.ن: دیگه اینکه بیوفتی تو شک و اکانت های دوست پسرت رو چک کنی و بترسی نکنه داره با یکی میریزه رو هم ... دیگه زندگی نیست
چند پست قبل داشتم سرزنشش میکردم چرا نمیتونه با احساس تر باشه الان میبینم بنده خدا حق داشته ، من بودم بیشتر چیز میز بارش میکردم