۷۵۱🦥
نونام گفت من نمیدونم چرا خانواده انقدر میگه پول نداریم ، نداریم ... اون روز بابا میگفت خواهرت دانشجوعه چرا درسش رو زود تموم نمیکنه ... ( این سوال رو بارها از خودمم پرسیدن و گفتم یکم دیگه تمومم ) الان معلوم شده انگار دنبال اینن پول تو جیبیت رو قطع کن یا همچین چیزی ! گفتم بابا ما همه سر کاریم جز این خواهر دانشجومون ! من خودم تا حالا ازت پول قرض نکردم تازه هر وقت خواستین خودم پول بهتون دادم ... اون روز به مامان زنگ زدم گفتم چرا یدفعه ۱۷ تومن ریختین به حسابم ! گفت لازمت میشه ... گفتم اخه من سر کارم بالاخره پول میاد حسابم اون دختر دانشجوت پول نداره ... مامان هم گفته نه حساب تو باشه بهتره
گفتم اوه ، چرا من قضیه ۱۷ تومن رو نمیدونم ! اینا همه بهم میگن پول نداریم ... هر دو هفته فقط ی تومن میزنن به حسابم و بعد زنگ میزنن فقط همین ی تومن رو داشتیم که دادیم به تو !
نونام گفت بابا طلب داره و کم کم به حسابش میریزن ... و حق خودت رو بگیر ازشون
پ.ن: اما با همه اینا که من باید از خودم دفاع کنم ... بازم ی ساید ازم میگه بابا مامان گناه دارن ، اینکه منم مثل برادرام سلیطه بازی در بیارم