ی روش متافیزیک پیدا کردم برای اینکه چطوری خودخوری های مغزیت و ماتریکس رو از ذهنت بیرون کنی ... مثلا کلی کار انجام میدی و روش پایانی این بود اسم تمام چیزهایی که ذهنت رو درگیر کردن مینویسی

مثلا:

۱- عوض کردن تایر ماشین

۲- بخشیدن آذین

۳- بخشیدن مینا

۴- بخشیدن عروس

۵- خرید طلا

۶- عشق گذشته ای که رها کردم و یا رهام کرد (این مثال برای شماست )

۷- همکار زیر آب زنم

۸- پاس کردن امار و ریاضی دو اونم ترم آخر

۹- ریزش موهام

۱۰- بیش فعالی غده هیپوفیزم

۱۱- کلیه عزیزم

۱۲- زبان انگلیسی

۱۳- حقوق کمم

۱۴- پیدا کردن خونه

۱۵- سفر کیش

...

بعد باید با روشهایی تو ذهنت قبل خواب ... که خواب آلود هستی اینا رو حل فصل کنی هر شب فقط یک شماره

اما وقتی به این شماره هایی که تو دفترم نوشتم نگاه میکنم انگار همه ی شماره ها قبل از خواب زبون درمیارن اینجوری که :

شماره دو میگه اول منو ببخش ، شماره ۱۲ میگه نه من مهم ترم زبان میخونی هیجی یاد نمیگیری ، شماره ۱۱ میگه نه من این منم که مرتب دستور میدم بری دسشویی ، شماره ۱۴ میگه از خوابگاه خسته شدم ، شماره ۱۳ میگه پوووووول نداریمممم خزانه خالیه ، شماره ۵ میگه چرا پولات رو جمع نمیکنی طلا بگیری هیچ سرمایه نداری از کل دوستات عقبی همه فارغ التحصیل شدن تو تازه اول بسم الله داری واحد پاس میکنی ، شماره ۷ میگه همکارت رو چیکار کنیم هی به رییست خبر میبره و میگه امروز سوتی دادی اخراجمون نکنن از نون خوردن بیوفتیم ؟؟؟ شماره ۴ میگه خیلی وقته کینه عروس رو به دل گرفتی انرژی کینه ای بودنت عین سرعت گیره بیا آشتی کن یا حداقل ببخشش و کاری بهش نداشته باش ...شماره ده میگه ۶ ماهه قرص هورمون مصرف نمیکنی کی باید جوابگو باشه ؟

دقیقا همه شماره ها حرف میزنن حتی موقع خواب همه میخوان مشکلاتشون حل بشه و منی که باید فقط یکی رو انتخاب کنم

پس این روش رو فعلا نگه داشتم تا به نتیجه برسم کدوم مهمتره ؟ و بعد عملیش کنم💔👩‍🦯👩‍🦯👩‍🦯👩‍🦯