قهر ۱

چقدر قهر کردن و آشتی کردن ساغر و موچول باحاله 💜

تو خیابون بودیم من و موچول کفش اسپورت پامون بود و تند راه میرفتیم اما ساغر دمپایی پاش بود و خرامان خرامان (آهسته و با ناز راه رفتن ) می اومد

موچول گفت ساغر میشه تند راه بیای ؟ چون واقعا عصبیم و اروم راه رفتن تو رو مخمه!

ساغر گفت تقصیر من نیست که خودت کفش اسپورت پوشیدی ، این دمپایی پام رو زخم میکنه و نمیتونم راه بیام و تو نگفته بودی قراره راه بریم

موچول گفت الان میبینی که باید راه بریم پس تند حرکت کن

ساغر گفت من هیچ کفش اسپوتی خوابگاه نیاوردم چون تو گفتی نیاز نیست

موچول برگشت گفت چرا با من بحث میکنی و حرکت نمیکنی و اون دمپایی رو در نمیاری!

ساغر با بغض و عصبانیت نگاهش کرد گفت آره همینو بگو ... سرم داد بزن که چرا کفش نیاوردم

دمپایی رو در اورد و با پای برهنه راه افتاد و با عصبانیت گفت بیا دیگه دمپایی پام نیست و الان خوشحالی !!!!

موچول با عجز و بدبختی نگاه ساغر کرد و گفت عزیزم قربونت برم فدات بشم چرا انقدر عصبی میشی من فقط دارم میگم تند تر بیا بیاه دمپاییات رو بپوش فدات بشم

ساغر گفت تقصیر توعه چون عصبیم میکنی !!!

این بحثا همینطور ادامه داشت

اگر من بودم همون لحظه که موچول بهم میگفت تند بیا ... حتی اگر ناراحت میشدم چیزی نمیگفتم و تو خودم نگه میداشتم اما ساغر تو خودش نریخت (؟!) و سریع مشکل رو حل کردن

موقع ماشین گرفتن

ساغر داشت میگفت میدونی پام رو زخم میکنه یعنی چی؟

گفتم مامان بابا تو رو خدا دعوا نکنید

موچول گفت تقصیر مامانته میبینی من چی از دستش میکشم ؟🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🥸🤣

.

..

.

این بحث کردنا خیلی بهتر از اینه ادما تو خودشون نگه دارن و حتی سوتفاهم بشه و هیچ وقت ندونن مشکل اصلی چی بوده