یادتونه چند روز پیش گفتم حس میکنم ی نفر روم کراشه :/ اوکی بریم سر ماجرا

مهستی گفت بچه ها این پسری که فروشگاه کناری مون کار میکنه ! بهم گفت رشته ات چیه ؟ به رشته ات علاقه داری کدوم دانشگاهی ؟ پیج اینستا داری ؟ منم جواب همه رو دادم اما واسه اینستا گفتم دلم نمیخواد آیدیم رو داشته باشی !

گفتمش مهستی کدوم پسر فروشگاه رو میگی ! گفت همون که موهاش اینجوریه اونجوریه

قیافه من اینجوری بود که : هی پسر ! نکنه تو تا حالا دختر ندیدی و بار اولته کارت افتاده جایی که خوابگاه دخترونه باشه و به هر دختری نخ میدی ! منو باش پیش خودم میگفتم تا آخر سال تحصیلی نباید از این فروشگاه خرید کنم ! نگو عامو دختر ندیده ...

پ.ن: دیگه با خیال راحت میرم خرید ولی باید حواسم باشه وقتی قیافه اش رو دیدم نزنم زیر خنده و نگم عمو ، به لطف مهستی شدی گاو پیشونی سفید تو خوابگاه دخترونه ...