۱- حدیثه موهام رو دید گفتم موهام رو کراتینه کردم دیدیشون ؟؟ گفت نههههه !!!!چرا همچین کردیه؟ موهای خودت به صورتت میومد ! گفتم تو الان باید تبریک بگی -_- گفت چرا همچین کردی آخه! گفتم آخه همه غیر مستقیم میگفتن موهات خوشگل نیست بعد اینکه موهام رو کراتینه کردم بابام گفت خدا رو شکر اون یکی دخترم موهاش فر نیست !

۲- امشب برای اولین بار بستنی درست کردم بیشتر از دستور تهیه اش ثعلب ریختم میخواستم یک متر کش بیاد اما الان انگار شده حلوا بستنی !!!!!

۳- من این روز اشتها ندارم ! پریروز رو تمام داشتم آب میخوردم ... اگر همینجوری اشتهام باز نشه لپام آب میشه :( .. چگونه زنده ام ؟ قرص ویتامین با انبوه زیادی آب فعلا نجاتم داده !

۴- چند شبی هست مادرم رو مجبور میکنم باهام تو حیات بخوابه چون هوا تمیزه و گرد و غبار نداره و خیلی خنکه و طلوع آفتاب رو میبینی و حس خفگی خونه رو نداره اما اون خیلی مقاومه و میگه این موتوریا نمیذارن بخوابم و یکدفعه ساعت یک شب ی موتور در حالی که اگزوزش رو پاره کرده و قان قان میکنه چند مرتبه از جلو در حیات مون رد میشه یا اصلا هر موتوری که بخواد گاز بده... اونم هر دفعه میگه پفک ببین موتوریا با هم مسابقه گذاشتن ! موتور دوم رد میشه ساعت چنده ؟ یازده و نیم ؟ مسابقه است ؟ نمیذارن بخوابم ! خاه ... صبح زود : پفک من دیشب تا ساعت دو بیدار بودم ! خواب نمیرفتم !

۵- بعد اینکه موهام رو صاف کردم ریزش موهام خیلی زیاد شده ... نمونه بارز خوشگلی درد سر داره ... حالا باید دنبال راه حل برای سفت کردن ریشه موهام باشم