۴۲۱🍐

ی پسری هست که گه گاه میاد رستوران و سندروم دون داره و رییسمون هر وقت میبینش کلی سرش داد میزنه و تهدیدش میکنه که میزنش و دیگه نیاد اینجا ... ی روز یکی از مشتریا گفت ی ساندویج بهش بدین حداقل برای خودتون رفع بلا باشه اا رییس گفت چرا باید هر شب رفع بلا بدم؟! این خودش خونواده داره باز میاد رستوران من ! اصلا از کجا معلوم این کار هر شبش نباشه و تک تک رستورانا رو همینجور میگرده و غذا میگیره
چند بار من خواستم از طرف خودم براش غذا بگیرم اما رییسم خیلی غر میزد که تقصیر توعه ، این پسر میاد کنار میزمشتری میشینه مشتریم رو معذب میکنه و هما اینا زیر سر توعه وووکو
ی فکت تلخ : تنها کسایی از مشتریا که حاضر بودن برای این پسر سندروم دون غذا بگیرن همگی مشتریهای دائم پولدار بودن
پریشب دوباره اومد و یکی از ممشتری های پولدارمون گفت خانم پفک برای این پسر از طرف من این غذا رو ثبت کن ... رییس گفت آقای فلانی من اجازه نمیدم تو میری اما این ادم عادت میکنه و فردا شب دوباره میاد این ادم خودش خونواده داره ...اون لحظه ممد همون پسر سندروم دون پشت مشتری قایم شده بود و با ترس رییس رو نگاه میکرد ... مشتری گفت آقای فلانی این ادم پدر و مادر نداره ، اگر خواهراش فکرش بودن وضعیتش اینجور نبود حالا ی امشبو از طرف من مهمونش کن ... وقتی رییس قبول کرد نگاه صورت ممد کردم یلحظه شک کردم اما دقیق چشماش رو نگاه کردم تا چشماش پر از اشکه !!!! باورم نمیشد از خوشحالی داره گریه میکنه..
تِستر اومد جلو گفت ممد !نوشابه ات رو مهمون منی... اما ممد چشماش رو چرخوند پوزخند زد و با دستش اشاره کرد که برو اونور یا برو جلو چشمم نباش... مشتری رو به تستر گفت دقیقا حالیشه که داری گولش میزنی و خالی میبندی از همه باهوشتره همین ادم
.
.
.
دلم میخواد هر شب براش غذا بگیرم اینطور که اونم داداش خودمه ... فقط نمیدونم وقتی رییسم داره عرق سگی بالا میده و صورتش جمع میشه و برمیگرده بهم میگه باز شدی امام علی ؟؟؟ رییسمو چیکار کنم ؟