۲۲۴🐈⬛
با بچه ها دور هم جمع بودیم و عکس چاپ شده ای رو که گروهی تو مدرسه گرفته بودیم رو نگاه میکردیم به فاطمه گفتم مامانم گفت تو خوشگلتر از بقیه ای 🥰 چشمات خوشگلن ...
+ بیشتر بگو
-چی ؟!
+همین تعریفی که ازم میکنی🤩
یکی دیگه از دخترا گفت من مادرم گفت تو (یعنی من ) خوشگلتری تو گروه افتادی
من: واقعا ؟! 🧐🤨
عکس رو گرفتم بیشتر چک کردم !
فری نگاه عکسا کرد گفت لعنتیا چرا جوراب پام نیست ؟؟ چرا چشمام بسته اس ! چرا دستام مشته !
دو روز بعد
+مامان بچه ها گفتن من خوشگلتر بودم از بقیه این طور فکر نمیکنی ؟؟😍🥰
- اون عکس دوستات ؟ آها فاطمه چشمای با مهری داشت ...
+ اما منم خوشگل بودم !... چرا نمیتونی بگی دخترت خوشگله ؟!😩🤦♀️
- 😑😑😑😑
مادرم داره با خاله صحبت میکنه میگه : پری میدونی من الان فهمیدم قبلا خیلی ناشکر بودم ! همینکه بچه هام سالمن کلی باید خدا رو شکر کنم و قیافه خیلی مهم نیست 👈👉
داریم میریم تولد آیه ! 🥳
مادرم میگه گوشی ات رو آوردی تا عکس بگیریم ؟؟
من : نه
+ چرا ؟؟
- خودت گفتی فقط دخترای خوشگل تتو میزنن ! فقط دخترای خوشگل عکس میگیرن !
خدای من ! چرا همه اعضای خانواده ام باید به شبیه بابام خوشگل بشن !🧚♀️🧚♂️ بعد من رو مامانم رفتم ! خب منم شبیه بابام میشدم تا یکم اعتماد به نفس میداشتم