قبلا خیلی دلم میخواست خودم رو بشناسم و مشکلات روحی و اینکه چطوری برخی از مشکلات اجتماعیم رو برطرف کنم

به لطف تست شخصیت شناسی mbti دارم ی گوشه از خودم رو میشناسم ! 

یکی از بچه ها رو تو اینستا رو خیلی درک میکردم ... همه حرفایی رو که میزد انگار ی من دیگه بود انا با اسم دیگه اما همه چیز رو یکسان درک میکردیم ! یدفعه فهمیدم دوتامون دقیقا ی تایپی هستیم !!!! چون ی تایپی هستیم همه مشکلات و رفتارها و برخورد ها و طرزفکرامون مثل همه !!! 

 

الان فهمیدم چرا مادرم حوصله نداره حرفام رو گوش کنه و وسط حرفام وقتی به قیافه اش نگاه میکنم انگار واقعا به دوتا پای اضافه نیاز داره تا از گوش کردن به حرفام فرار کنه ! 

چون من خیلی به جزئیات تو حرف زدن اهمیت میدم و خیلی دانش محور حرف میزنم جوری که انگار با حرفام میخوام ی چیز خارق‌العاده رو ثابت کنم !!!!!! 

درحالی که مادرم و اطرافیانم کل ماجرا رو بدون جزئیات و مطالب گیج کننده میخوان زود بفهمند و علمی حرف زدن پیششون خیلی خسته کننده و رو مخ و حوصله سربر هست .

شاید تنها فرد الان که باهاش خوب دوستم حلما هست که اون درباره روان شناسی حرف میزنه و من درباره داستانهایی که خوندم ! کل وقتی که کنار همیم با ذوق داریم تعریف میکنیم پارت بعدی قراره چی بشه !!!

درحالی که با آیه یا خواهرم یا مادرم ...که همیشه در حال بحث کردن با ست آشپزخونه ، پسر فلانی ، بازار ، مدل مانتوی جدید !!! 

کل حرف زدن من تو دنیای واقعی درباره اینا آره یا نه هست ... آخه ی بحث چند ساعتی راه بندازی درباره وسایل آشپز خونه ! درحالی که متاهلم نیستی

اینجوری میشه که بهم برچسب کم حرف میزنن