۵۳۷🖤
من از اون آدمام که اول شروع ی رابطه ... خیلی سخت و سرد وارد میشه و هر لحظه ممکنه بره بیرون ... اما بعد چند وقت با اینکه میبینم رابطه سمی و یک طرفه شده و خودم دارم آسیب میبینم و بیرون نمیرم:/
مثلا قبل فری با ریحون بودم ، ریحون ی دختر کاملا برونگرا و از اونهایی که حرف برا گفتن داشت تو هر لحظه ... اما بعد چهار سال صمیمی بودن دیدم نمیتونم ادامه بدم کلی داره تحقیرم میکنه و توهین بهم میکنه و خودش رو همیشه عالی میدونه
و از ی روز تصمیم گرفتم دیگه جوابش رو ندم
نونام هم گفت همچین آدمایی که تو رو سطل آشغال میدونن دوست نباش و ازشون دوری کن ... دوست نداشتن بهتره
چون اینجوری کات کردیم خیلی عذاب وجدان داشتم و به خودم میگفتم باید قبل همچین کاری بهش توضیح میدادم و بهش میگفتم اون حتما گوش میکرد و خودش رو اصلاح میکرد
و هنوز شماره اش رو داشتم
تا اینکه چند روز پیش به یکی از دوستام گفتم بهش زنگ بزنه و از چت کردنشون برام عکس بگیره
چتها رو خوندم ... خیلی خوشحال بود که بالاخره پزشکی قبول شده اما اون رفتارش که بقیه رو سطل آشغال میدونست رو هنوز داشت
تو چت به دوستم گفته بود میخواد شهر دانشجویی (که من الان ساکنم) رو الویت اول بذاره تو انتخاب رشته -_-