۵۷۲🖤
وی اول ورود به خوابگاه به روی پسر مغازه روبه رویی کراش زد.🥰
و هر روز برای دیدن کراشش مغازه میرفت ... تا سه هفته رفت و آمد ادامه داشت تا اینکه ...
فکر میکنید اولین مکالمه ای که صورت گرفت چی بود ؟!
اون شروع کرد : آجی این جنس رو با ی مارک دیگه بردار 🤦♀️
.
.
.
.
با هنگی نگاه کردم و تو ذهنم تکرارکردم " دهنت ببندد" 🤦♀️😭 😭😭😭
+ نوشته شده در یکشنبه ششم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 23:19 توسط Taxian
|