وی اول ورود به خوابگاه به روی پسر مغازه روبه رویی کراش زد.🥰

و هر روز برای دیدن کراشش مغازه میرفت ... تا سه هفته رفت و آمد ادامه داشت تا اینکه ...

فکر میکنید اولین مکالمه ای که صورت گرفت چی بود ؟!

اون شروع کرد : آجی این جنس رو با ی مارک دیگه بردار 🤦‍♀️

.

.

.

.

با هنگی نگاه کردم و تو ذهنم تکرارکردم " دهنت ببندد" 🤦‍♀️😭 😭😭😭