۶۹۶🌾
۱- آدمای هر جایی
۲-تو تابستون پسر خاله گفت بیا دو تایی خونه بگیریم یا هر طوری بشه با هم باشیم خوابگاه نریم ...
اون موقع گفتم نمیتونم آشپزی کنم و اصلا درباره اش باهاش حرف نزدم
انا الان با این همه مشکلاتی که برام با خوابگاهی شدن به وجود اومده ... حاضرم برم کف پاش رو ببوسم بگم غلط کردم بیا بریم خونه بگیریم آشپزی هم بخاطر تو یاد میگیرم اما من نمیخوام اینجا باشم
۳- حدس بزنین چی؟
اون دوتا دختری که عجیب میزدن و نگام میکردن و هنگ میشدن محله بغلی مون یعنی باغ سنگ تشریف دارن !!!!!
بیاین نیمه پر لیوان رو ببینیم ... آره ... معنی نمیده هم شهریات رو اینجا ببینی ...
۴- همشهری تو خوابگاه یعنی نحسی ؟ ولی ما که همشهری نیستیم ! اینا دارن بی خود و بی جهت منو به خودشون مربوط میکنن .
+ نوشته شده در سه شنبه دهم آبان ۱۴۰۱ ساعت 15:32 توسط Taxian
|