۷۴۴🦤
۱- زینار میگه این خوابگاه بیشتر از حراست دانشگاه به تیپ و لباس پوشیدن ما گیر میده
۲- مهستی در آستانه کات کردن هست و طی این بحثی که با دوست پ داره کم کم همه دوستاش دارن وارد میشن و تو این قضیه دعواش دخالت میکنن و مثلا دوست پ مهستی زنگ زده چیز میز به دوست مهستی گفته و دوست مهستی ناراحت شده و بهش زنگ زده دعوای شماست و اون چرا داره چرت و پرت بار من میکنه ؟؟! مینا از در اومد داخل مهستی گفت عشقم میدونی چی شد ؟ مینا گفت نه ! مهستی گفت من دارم کات میکنم ... مینا گفت به حضرت عباس قسم منو متی رو وارد دعواتون کنید دهنت سرویس میکنم ... منو دوست پ هیچ دخلی به شما نداریم !
۳- فردا امتحانم
۴- مهستی به "این " میگه "یو=یُ"
۵- زینار میگه مهستی خونواده شما و طایفتون خیلی سنتی هستین من موندم بابت چرا انقدر اوپن ماینده ؟؟!!
مهستی میگه عزیزم ما خیلی خوبیم بابام رو دادیم به مامانم ... خدا رو شکر پسندیدیم تا الان
جنس دادن پسندیدن😅😅😅
۶-هوا سرد شده تو جهت باد سمت دریا بری یخمک میشی
۷- میخوام کتابای اکسفورد رو بخرم اما نوش ۱۵۰ و دست دومش رو ی نفر میگه ۶۰ ... نونا میگه نوش رو بخر ۱۵۰ تومن که چیزی نیست خودم پولش رو میدم .. . اما تجربه ثابت کرده این بشر ۱۰۰۰ تومن هم ازش کنده نمیشه و اگر هم بده مثل سگ پشیمونت میکنه که چرا ازش پول گرفتیو به *** میوفتی چرا همچین غلطی کردم و بهم پول داد و اصلا وای خدا من چیکار کنم ؟؟
۸- مهستی شعر میخونه " امشب عروست میکنم تو حجله بوست میکنم " آذین میگه این شعرا از کجا یاد میگیری ؟! میگه از بابام... واسه مامانم میخونه تازه در حضور مامان بزرگم
۹- مه رخ امشب ی چیزی خورده ؟
۱۰- دو روز پیش ایران خیلی حالش بد بود ، میگفت قلبش تند تند میزنه و نمیتونه نفس بکشه و روز بعدش گفت شب مهمونی بوده و...! از اونا
مهستی و مه رخ ژست عروس داماد دهه شصت رو میگیرن ، مثلا مهستی نشسته و مه رخ ایستاده و دو تا دست هم رو گرفتن و به هم نگاه میکنن ... آذین میگه عروس خانم لختی هات رو بیشتر نشون بده ... بعد چادرش رو میکشه ... مهستی میگه نکن پشمام نزدم
باهم فیلمارو دیدیم و مهستی میگه داماد چه با ناز نشسته !