۵۴۸🖤
امروز عصر یدفعه حالم خیلی بد شد
من ی بار گول تبلیغات ی نفر رو خوردم و یادمه بار آخر به دختره گفتم تو ی هر * زه ای هستی که واسه پول همه کار میکنه (یعنی اتقدر عصبی بودم !!!)
تا اینکه یکی از مسئولین کلاسهای عملی مون که استاد هم نبود دکترا هم نداشت بعد کلی حرف بهمون وعده آموزش داد
من وقتی دیدمش اصلا حس خوبی به اون آقا نداشتم چون اول کاری برگشت گفت همه مرغ هستین و سه تا خروس !!!!
(از معایب دانشگاه سطح پایین همینه ... مسئولینش یک محل آکادمی مثل دانشگاه رو با باغ وحش اشتباه میگیرن !)
بعد معلوم شد همه ما رو قراره با وعده تبلیغات دروغین ازمون پول بگیره
وقتی واسه پسرخاله قضیه این آقا و تبلیغات اش رو گفتم گفت این چه گشنه ای بوده که میخواسته از شما تیغ بزنه ...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۱ ساعت 19:49 توسط Taxian
|