۸۲🪴

تو این چند روز مونده حس میکنم خودم رو باید واسه نیمه دولتی آماده کنم ... نه دولتی 😟

رشته مهندسی کامپیوتر مد نظرم هست ... چون بعد فارغ التحصیلی اگه جایی استخدام نشدی خودت میتونی  کد بنویسی و تامین معاش کنی ، کسایی که کد نویسی کامپیوتر کار کردن میگن خیلی شیرینه و یک زبون خاصی هست  

اما ترم یک بودم و برای اولین بار استادی داشتیم مبانی کامپیوتر "متلب " باهامون کار میکرد ، انقدر بد و  افتضاح درس میداد و کد مینوشت ، ی نقطه منفی تو درس دادنش این بود که رفرنس نداشت !!!! یعنی میخواست امتحان بگیره دانشجوها نمیفهمیدن باید رو چی بخونن ! ...

الان وقتی میگن کد نویسی ... حس بدی میگیرم یاد "اون استاد" و "متلب" درس دادنش میوفتم 🙁

 

 

۱-الان واسم سواله همه رشته کامپیوتر یعنی نحوه درس دادن اون استاده ؟یعنی متلب ؟

۲- چرا اونقدر محدود فکر میکنم ؟؟ 

پاسخ : چون رشته های مختلف و نحوه پیشرفت تو هر کدوم رو نمیشناسم 😐

۳-اگه کنکور قبول نشدم خانواده باید چی بگه ؟ احتمالا فکر کنن عقب مونده هستم چون دانشگاه قبول نشدم ... الان من خوش خیالم میگم نیمه دولتی هم شد میرم ! اما واقعا به اون قسمت شهریه اش فکر کردم که از کجا باید تامین بشه ؟! 

میگن ی حیوون خونگی صبح که چشمش رو باز میکنه میگه خدایا صاحبم بهم خوب غذا بده و جام راحت باشه ...  خیلی بده فکر کنم پدر و مادرم به دنیام آوردن وظیفه شون هست نگهم دارن اما منِ فرزند باید هر لحظه با خودم فکر کنم اگه دیگه نخوان خرجم رو بدن باید چه گِلی به سرم بزنم ! 

کاش حداقل شوهر کرده بودم نگران از دست دادن جام نبودم :/ 

۴- حاضرم همه مخاطبای گوشیم رو پاک کنم و فقط خواهرم رو بذارم ، تنها کسیکه حرفام رو گوش میکنه 

۵-فعلا چیزی یادم نمیاد 

۶- تمام 

 

۸۱🪴

🪴۱- اگه میشه همین الان ی صلوات برا من بفرستید تا این چند روز باقی مونده رو با نهایت تلاش به اتمام برسونم تا هیچ وقت پشیمون نشم و افسوس نخورم . مرسی .

 

🪴۲-  نونام میگه بیا ی مبحث دیگه از ریاضی رو باز کنیم ، الان که فکرش رو میکنم میگم نه تو رو خدا ، مبحث جدید باز کردن دیگه واقعا دیونگیه !

🪴۳- چه این گلدونا خوشگلن 🙂

🪴۴- کی میشه منم راهم رو پیدا کنم ؟

🪴۵- یعنی میشه تو این چند روز باقی مونده هم تلاش کرد و آینده دو تغییر بدم ؟! 😞

🪴۶- چرا تو استرس و وقت کم نمیتونم حتی کارهای روزمره ام رو انجام بدم ‌‌‌... هی دارم کارهایی رو انجام میدم که فراموش کنم دو هفته دیگه قراره آزمون بدم و باید بخونم 😞

🪴۶- نونا داره گریه میکنه میگه من میخونم ، تست میزنم نکات رو مرور میکنم اما باز موقع تست زدن هیچی یادم نمیاد ! بهش میگم کنکور میاری میگه پارسالم میدونستم نمیارم و واقعا نیاوردم ! چرا باید دروغ به خودم بگم وقتی میبینم هی یادم میره !

🪴۷- دوستش که تااازه رفته سر کار زنگ زده میگه وقتی بیمار رو امپول میزنی و اون دردش میگیره ، باید چیکار کرد ؟ ... و بعد کلی حرف زده که نمیتونه بمونه ... نونام گفت من تو مشکلات خودم موندم 

🪴۸- نونام میگه الان دوستام قراردادی کار میکنن و بعد من اینجا دارم واسه کنکور میخونم؟ 

🪴۹- انقدر گریه کرده ، که منم استرس گرفتم پیش خودم میگم اگه این نیاره من یعنی امید داشته باشم میارم ؟! 

🪴۱۰- فکر میکنم خدا منو بدون هیچ استعدادی آفریده ... واقعا چرا ؟ کی میشه منم راهم رو پیدا کنم ؟ 🥺

🪴۱۱- کجای دنیا نوشته شده برای خوشبخت بودن باید باکلاس ترین رشته ، باکلاس ترین دانشگاه ، باکلاس ترین شغل رو باید داشت ؟ شاید علاقه و استعداد یک نفر ، پیشرفت داخل چیزای به ظاهر معمولی باشه .🥺

ادامه نوشته

۸۰ 🪴

من بی طاقت ... که هر وقت ی اتفاقی میوفته که خوشایند برام باشه خدا رو شکر میکنم 

اما اما اگه اون اتفاق واسم سخت و دردناک باشه و باعث آزارم بشه ، دهان به باده انتقاد باز میکنم و پشت سر هم از خدا گلایه میکنم ... 

یا پسر عموم اون قسمت از حرفای خدا رو که به نفع اش هست رو قبول داره اما اونایی که به ضرر اش هست رو قبول نداره !

همیشه میخواستم بدونم کسایی که نه این وری هستن نه اون وری ... تکلیف شون پیش خدا چیه ؟! 

So ... یکم جست و جو کردم ... و 😢

 " وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَىٰ حَرْفٍ ۖ فَإِنْ أَصَابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ ۖ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلَىٰ وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ " 
بعضی‌ها هم هستند که خدا را با منفعت‌طلبی می‌پرستند: اگر خیری به آن‌ها برسد، دلگرم به آن‌اند و اگر به شرّی دچار شوند، به‌هم می‌ریزند! این‌ها در دنیا و آخرت (هر دو ) زیان می بینند . این همان ورشکستگیِ جبران‌ناپذیر است .

* ۱۱: ۱۷ 

 

پ.ن : منفعت طلب همون پسر عموم ...😐

کلمه حرف یعنی لبه ، جانب و کناره هر چیزی ... کلمه منه که با هر اتفاق یک سمت میرم 😑😑😑😑😑😑 ، که تو این آیه تکلیف هر دو رو مشخص کرده .

۷۹🐈


LOVE YOUR SELF

امام علی ع :خود شناسی مقدمه خداشناسی است .🌻

اول باید خودت رو دوست داشته باشی تا خدا رو دوست داشته باشی

آیا LOVE YOUR SELF ... یعنی هر کاری رو که دوست داری انجام بدی تا خوشحال باشی ؟! حتی مثلا دزدی کنی تا پولدار بشی یا به حقوق دیگران تجاوز کنی که میخوای خوشحال باشی ؟! یا اصلا به خودت ضرر وارد کنی چون اینطوری فکر میکنی روحت خوشحال میشه ؟! (خطاب به خودم )

ولی خدا به پیامبر میگه: کسی که هوی و هوس اش رو معبود خودش قرار داد تو نمیتونی کاری کنی که به من برسه


👇

أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا
ای پیامبر، نظرت چیست دربارۀ کسی که هواپرست است؟! تو می‌توانی مراقبش باشی که گمراه نشود؟!

پ.ن: پس شناختن و دوست داشتن خود ِخودت باید در راستای حفظ حق مردم ، حق خدا و حق خودت باشه ... بعد رعایت اینا آزادی هر چی میخوای انجام بدی 😊

 

* این فقط برداشت خودم هست . تامام .:"

۷۸🐈

۱- نگاه سوالای زبان میکنم به خودم میگم چرا هفته قبل که این تست اا رو میزدم همه رو درست جواب میدادم اما الان اصلا معنی کلمات هم یادم نمیاد ؟! 

۲- وقتی یادم میاد سال آخر دبیرستان چه خواستگار پولداری برام اومده بود و ردش کردم چون فکر میکردم این همه درس خوندم و باید به یک جایی برسه و خیلی سنم کم هست و عقلم به کلی چیزا نمیرسه و اون طرف میشه شوگر ددی من (کودک همسری ) ... 

الان به خودم میگم خاک تو سرت ، همچین آدم پولداری رو رد کردی حالا بشین تست زبان رو بزن که هیچی ازش یادت نمیاد 😒

۳- اون حالت ناامیدی که نمیدونی چرا زنده ای و داری اکسیژن حروم میکنی وقتی حتی به این فکر میکنی که من اصلا نمیخواستم به دنیا بیام ... چقدر درباره خودشناسی و لاو یور سلف و خداشناسی حرف زدم همه پنبه شدن :/ 

۴- نونا گفت ایلون ماسک میگه من روزی ۱۶ ، ۱۷ ساعت کار میکردم بعد مردم میگفتن ایلون ماسک شانس داره 

*ایلون ماسک کسیکه فیزیک اقتصادی (اگه اشتباه نکنم ) خونده و الان صاحب تسلا ست :/

۵- مامانم بهم گفت بیا این چند تا عدد رو جمع بزن گفت بزن ۱۰ ، ۳ ، ۱۳ .... گفتم ۱۰ ، ۳ ، ۱۳ بعدش ؟؟؟ با شک نگام کرد گفت ۱۰ ، ۳ ؟! ۱۳ ؟! چی میگی ۱۳ از کجا اومد ؟؟؟ گفتم خودت گفتی ؟!!! بعداونم گفت برو تو اگه چیزی بودی تا الان ... 

من نگاه دهن مامانم میکردم دقیقا که میخواد چی بگه ؟! :/ 

پاشدم گفتم من جمع نمیزنم 

چرا تو این بیست روزی که مونده تا آزمون من باید با همه بحث کنم ؟ :(

۶- چرا وقتی خودم رو قوی و با اعتماد به نفس میگیرم پسرا بهم جذب میشن ؟ 

انگار اون پسرا دنبال اینه که اون قدرت و اعتماد به نفس رو از من بگیرن و به من بخوان به نن تکیه کنن ! 

جالبه هر وقت اون روکش قدرتمند بودنم رو میندازم دور "هیچ" پسری جذبم نمیشه :))))

پسرا فقط ی جسم قوی دارن ، دخترا از لحاظ روحی خیلی قوی تر از پسرا هستن 

۷- من خیلی ضعیف شدم ، حالم از این مدلی که هستم خیلی بهم میخوره ... ولی واقعا خیلی ضعیف شدم 

۸- دلم میخواد از خودم دفاع کنم ولی میترسم ... حلما میگه نباید بذاری کسی بهت زور بگه ؛ چون بعدا اون اتفاق هی خود خوری میکنی... از ظلمی که بهت شده و آرامش رو از خودت میگیری

ولی بار آخری که من از خودم دفاع کردم ی سیلی خورد تو صورتم ... الان من موندم و کتابام ... چندین ساعته پشت میز نشستم و سه هفته دیگه آزمون دارم و نمیتونم یک خط بخونم ... هی به خودم میگم چرا اون لحظه از خودت دفاع نکردی چون ترسیدی مغزت آچمز شد که دوباره همون اتفاق قبل بیفته ؟! کاش جودو بلد بودم مچ دست همه شون رو میشکوندم 

۹- چرا همه تو رو بخاطر تمام نگرانی هات احمق فرض میکنن! 

۱۰- من خیلی عصبیم و این شماره گذاشتنا واسه این پست نمیدونم تا کی ادامه داره -_- 

۱۱- خدایا خودت بیا کمکم من واقعا نمیدونم باید چیکار کنم 😣🥺😞

۱۲ - تمام 

۷۷🐈

موسی (ع) خطاب به خداوند در کوه طور :

اَرنی ( خود را به من نشان بده ) 

خداوند :

لن ترانی ( هرگز مرا نخواهی دید ) 

 

 

برداشت سعدی :

چو رسی به کوه سینا اَرنی مگو و بگذر

که نیرزد این تمنا به جواب لن ترانی 

 

برداشت حافظ :

چو رسی به کوه سینا اَرنی بگو و بگذر 

تو صدای دوست بشنو ، نه جواب لن ترانی 

 

برداشت مولانا :

اَرنی کسی بگوید که ترا ندیده باشد 

تو که با منی همیشه ، چه ترا چه لن ترانی 

۷۶🐈

با ی حالت خیلی زاری بین کتابها مدفون شده بودم ولی وقتی دیدم زبان ۳۰ تا مبحث نیست و چیزی حدود ۱۰ تاست ... فضای اتاق واسه تنفس و پرواز کردن کم بود و از این حرفای عاشقونه =))))))))))

حالا یکی میخواد بشینه پای زبان :/

۷۵🐈

دیشب بعد از کلی کلنجار رفتن گفتم باید به اون دوستم که تموم کرده و از درس فارغ شده پیام بدم و ازش مشورت بگیرم که با این درصد بی نهایت پایین چیکار کنم ؟ که خب گفت برو از اول همه درسا رو بخون و حتی تست های تالیفی رو هم بزن وقتی این حرف رو زد حس کردم نمیتونم نفس بکشم ، پاهام یخ شدن 🥺

یک ماه دیگه مونده تا آزمون !! آیا من اونقدر وقت دارم برگردم ۳۰ تا درس رو باز بخونم و تست بزنم از صفر ؟! استرس ریاضی و شروع کردنش و تموم کردنش اونقدر سخت بود که الان به خودم میگم واقعا میتونم ؟ اما چاره ایم ندارم باید شروع کنم 🥺🥺

دوستاهام همه دیگه امسال میرن سر کار ، و الان مامان که هی میگه تو چرا داری میخونی ؟؟؟ بعد برمیگرده سمت نونا و میگه همه دوستات سرکارن و مجرد و شغلی دارن و پولی میاد حسابشون ... شما چرا اینکار را میکنید ؟؟ 

تو هاگیر واگیر خودم بودم دیدم دوستام تو واتساپ کلیپ فرستادن دور هم میخندن 😐😑 

 اینا هم عالمی دارن ...

پ.ن: نونا میگه الان آیه میره سر کار ؟! یعنی ۷ تومن میگیره ؟؟ وااااو متاهلم نیست ...با این همه پول چیکار میکنه ؟؟ گفتم احتمالا طلا ، خونه ، ماشین  

۷۴🐈

ازم پرسید نظرت چیه ؟؟ 

من اما با تعجب نگاهش میکردم با خودم میگفتم اون نظرم رو میخواد چیکار ؟! گفتم نظری ندارم ! 

گفت مگه میشه نظری نداشته باشی ؟! 

باز پیش خودم گفتم واقعا میخواد نظرم رو بدونه ؟ اینقدر مهمه براش یا داره جوری رفتار میکنه واسش مهمه ؟

گفتم خب نظری ندارم 

پ.ن: نونا میگه همه پسرا اینجوری نیستن ، همه مریض نیستن که دنبال این باشن  اذیتت کنن 😐

۷۳ 🐈

۱- برای آینده ات نگران نبستی ؟؟

+ چرا خیلی ...

۲- مگه حتما همه باید پاشن برن رشته های معروف درس خوند ؟ ! تقصیر من چیه اینجا ایرانه و فقط واسه کادر درمان پشت سر هم و بدون وقفه آگهی استخدامی میاد ! 

۳- من اون رشته تحقیقاتی رو انتخاب میکنم ، بزار همه بگن پول توش نیست ، رتبه بالایی میخواد همه میتونن برن ، رشته کثیف و چندشیه ... 😑😑😑😑😑😑😑

۴- اگه تا الان عقب افتاده ام همه بخاطر خودم بوده ، همه اش تقصیر خودم بوده ، تقدیر و سرنوشت بهونه است ، اگه تنبلی نمیکردم ، صبر میکردم و به تلاشم ادامه میدادم هیچ کدوم از این دردسر ها پیش نمیومد ، هیچ کدوم و همه همه بخاطر تقصیر خودمه که همیشه دیگران رو مقصر تلاش نکردن خودم میدونستم 😑

۵- یک خانمی تو تلگرام ازم راهنمایی میخواست اولش دیدم حوصله ام نمیشه تک تک حروف رو تایپ کنم 😐 ، اومدم voice بگیرم ، همه اش ع ع میکردم باز حذف کردم ، دوباره ویس گرفتم یادم رفت چی میخواستم بگم 🙄 ، بار آخر ویس گرفتم دیدم صدام خیلی بده صدای دختران مردم عین پری 🧚‍♀️ واسه من انگار از ته چاه بیرون میومد ... باز اینم حذف کردم ... نونام گفت انقدر ویس میگیری حذف میکنی واسه اون نوتیفیکیشن میره هااا ، فکر نکن اون نمیفهمه ! 

اومدم تایپ کنم کلا گوشیم هنگ بود ، لمس اش کار نمیکرد ، کیبورد فارسی بود اما حروف انگلیسی بود ، تایپ خودکار همون لحظه روشن شده بود من یک چیز مینوشتم اون یک چیز دیگه تایپ میکرد !! همون لحظه اون خانمم پشت سر هم تایپ میکرد 😑

۶- دلم میخواد از فشار درسها ، ی روز با خیال راحت به متکا تکیه بدم ، دیگه نگران نباشم ... دلم میخواد گریه کنم 😣

۷- دلم می‌خواد سر به بیابون بذارم 

تمام

۷۲🐈

امامان سه تا وظیفه دارن
ولایت معنوی ، ولایت ظاهری و مرجعیت دینی
برای امام زمان که الان تو غیبت هستن ولایت ظاهری  به دست نائب شون هست  که ما باید از نائب اش اطاعت کنیم
کسی که ولی فقیه رو قبول نداره ، امام زمان رو قبول نداره
کسی که امام زمان رو قبول نداره پیامبر رو قبول نداره

کسی که پیامبر رو قبول نداره خدا رو هم قبول نداره

پیامبر ص می فرماید 
أنا مدینة العلم و علی بابها فمن أراد العلم فلیأته من بابه؛ 

من شهر علمم و علی در آن است. هر کس علم میخواهد ، باید از آن در وارد شود.

 

*کسی که از در وارد نشه و از دیوار بالا بیاد دزد هست .😐😑

خیلیی سعی کردم سرزنش و تیکه انداختن تو کلامم نباشه ... یعنی موفق شدمه ؟!🤔

۷۱🐈

۱- سیزده ساعت فیلم ریاضی هست ، چهارساعتش رو امروز میخونم ... همه دوستام تموم کردن و دارن دوره میکنن خدایا کمک کن زود تموم بشه 🥺

۲- امروز داشت میگفت خانم فلانی که میتواد طلاق بگیره ، پدرش از خونه انداخت اش بیرون چون میگه تا تو تو خونه باشی بچه ها نمیذارن من تجدید فراش کنم ، ی باری هم میگفت فلانی کرونا گرفته شوهرش خونه نیست اومده خونه پدرش ... نونا گفت مامان اگه منم مریض بشم بترسم میام پیشت تا دلداریم بدی نترسم ... دخترشون کار اشتباهی میکنه ؟! اگه فردا منم مریضی سختی گرفتم منو از خونت میندازی بیرون ؟! یا ی بار میگفت دختراش با بچه هاشون با هم میان اصلا ملاحضه نمیکنن ! نونا گفت اونا فقط میخوان کنار هم باشن ! گفتم مامان داره میگه در آینده بچه هاتون رو خونه ام نیارید  یا خیلی قبل پیش هم گفته بود فقط تا ۳۲ سالگی اینجا میمونی بعدش باید بری -_-

ولش کن ان شاءالله دانشگاه شروع میشه ، میری دانشگاه میری طرح ، کارات رو انجام میدی نگران نباش 

۳- دبیرستان بودم یادمه دبیر ریاضی واسه درس دادن حَد (limit) اون تخت سفید ۵ ، ۶ متری رو از بالا تا پایین اش نمودار کشید و اونقدر ریز مینوشت و هی میگفت قوانین زیادن و جا نمیشن و خودم این نمودار رو ابداع کردم تا گیج نشین 😶 و قوانین آخرش رو به زور تو تخته سفید جا داد و برگشت گفت شما واسه پایانترم و... باید همه اینا رو بلد باشید 😶 ... قوانین زیااااد بود و نگاشون میکردم میگفتم من تو ریاضی استعداد ندارم 😐 حدیث تند تند مینوشت و قرار بود بعدا از دفترش کپی بگیریم برگشتم سمت فاطمه ب گفتم فاطمه من اینا رو یاد نگرفتم خیلی زیادن ☹ گفتش منم مثل ...تو فقط دفترم رو دارم پر میکنم ... واقعیتش من نگاه این نموداره که میکردم گیج تر میشدم و سعی کردم از حل مسائل بدونم قلق حَد گرفتن چیه؟ ... الان بعد از چند سال که باز برگشتم به حد گرفتن با ی استاد بهتر و میبینم من اصلا دختر گیجی نبودم کل قوانینش دو تا بوده !!! نه یک تخت سفید ۶ متری پر از راه حل های گیج کننده !!! کلی هم بهمون سرکوفت میزد هیچکدومتون هیچی نمیارین ...  😶... چه دبیرستان گناه داشتیم

۴- خدایا علم برنامه نوشتن تو فشار کاری و وقت کم رو بهم عطا کن 💔

۵- نمیدونم چه سِریه ... هر وقت هدفم یا آرزوم رو به کسی میگم انگار آتیش گذاشتی پاش و سوزوندیش 😐

۶- خدایا چرا هر وقت شکر نعمت میکنم ، اون نعمت رو از دست میدم ؟! به خدا از ته دلم شکر میکنم ... حالا هر وقت میخوام شکر کنم میگم واقعنی واقعنی میگم خدایا شکر ... 

 

 

ادامه نوشته