۱-کاش میرفتم ی جایی که هیچ وقت خانواده ام رو نمیدیدم
۲- کاش هیچ وقت به دنیا نیومده بودم
۳- تو طول روز بیشتر کارای خونه با منه ، اما در آخر با تشر واسه کسی که قراره در آینده "من" باهاش مزدوج بشم میگن بیچاره و بدبخت هست !
۴- ای کاش بابام خرجمون رو میداد ، از وقتی خرجی خونه افتاده دست اومونی ... هی پشت سر هم میگه من پول لباسات رو میدم ! که نونام یواش گفت همه پولاش رو صرف لباسای خودش میکنه بعد میگه من پولام پای شما داره حیف میشه -_-
۵- خدا رو شکر که شهریه منو اینا ندادن وگرنه هی باید میگفتن دبیرستان انقد پول خرجت کردیم دانشگاه رفتی آخرش چی شد هیچ !
۶- از بس زخم زبون زده و نفرین کرده واقعا دلم نمیخواد پیش هیچ کدوم بشینم ... گوشیم رو برداشتم کنج اتاق نشستم داستان بخونم و تلگرام کانالا رو چک کنم ... دعوا تو چرا نمیای بیرون چرا اون ته اتاق سرت تو گوشیته ؟ اینجوری میخوای ازدواج کنی ! میگم آخه من بیام پیشت که هی بگی تو به هیچ جا نرسیدی تو عمرت ؟! هی بگی توعه بچه همین مونده از تو مشورت بخوام ، یا میام خونه رو واست مرتب کنم عوض تشکر میگی چرا ظرفام تو این کمدن ! چرا آشپزخونه بو پیاز میده ! هی نفرین و لعنت ام کنی ( این مورد آخری رو گفت من بچم رو لعنت نمیکنم مدرک آوردم ) الان دیگه اومونی کارم نداره و فهمیده برای چی دلم نمیخواد تو جمع خانوادگی باشم و گیر نمیده .
۷- من واقعا بدنم رو دوست دارم ... شما هم دوست داشته باشید 💖... اما همین که میخوام قاشق غذام رو بخورم اومونی میگه بیشتر بخور شاید قدت بلند بشه :/ فاطی رو دیدی ؟ ماشالله:/ ... این فاطی جون قدش حدودا ۱۷۹ هست ... واسه کمتر شنیدن این حرفا سعی میکنم اصلا با بقیه ناهار و شام نخورم واقعا خارج از تحملمه یکی با حرفاش بهم بگه دختری ولی اونقدرام خوشگل نیستی -_-
۸- بعضی وقتا که پست میزارم ، میگم فلانی بخونه این مطلب رو نمیگه باز گریه ! باز دردسر!... این🌸 زندگیه منه 🌸 اون وبلاگ خدابیامرز قبلیم 💔 اولای نوشتنم از روی هیجان ادرس رو دادم به ی نفر بعدها که هی مطالب اش رو میخوندم گفتم هی دختر واقعا نباید ادرس میدادی ، آخه اون چه درکی از تو و مشکلاتت داره و بعد باز یادم میومد تجریش رو هی میگفتم خااااعک دختر ... تو فقط خودت رو کوچیک کردی ، ی پست خوندی از وبلاگش آدرس گذاشتی ؟! عقلت کجا بود؟ باز یاد کلمه تجریش میوفتادم و یاد حماقتم میافتادم -____-
۹- پیرو متن شماره هشت بگم ... اینکه یدفعه میبینید وبلاگم از لیست دوستانتون پریده ! واسه اینه که
که من باز میخوام ناله و گریه کنم ... و از شما خجالت میکشم ، و بعد شما ناراحت بشین ... و اینجوری وب رو از دسترس خارج میکنم میگم اوکی ! کسی نیست هر چی میخوای زار بزن
۱۰- این گروه خانوادگی رو نمیپسندم ، کلا همه چیش نمادینه ! آخه پسر عمو تو به فلانی علاقه داری من ی بار گفتم عه بالا چشمش ابروعه ؟! خوبه منم برم مدل مو جدید چیم چیم جون رو بذارم ؟!
۱۱- ح (از دوستان دبیرستان) تازه اومده واتساپ ... هی میگه عکست رو برام بفرست ، با صدا برام پیام بده ... دلم میخواد بهش بگم ح من واقعا تو رو به عنوان دوست دوست دارم با اینکه میدونم تو دوستیت با منفعت هست و دو روز دیگه منو میندازی دوز اما منم تو دوره خوش خوشانم به سر نمیبرم ... تازه آزمون دادم نمیدونم قراره چه بلایی سرم بیاد ، خانواده هی تو سرم میکوبه چرا ازدواج نکردم و خرجم رو نمیتونن بدن ، اون آرزو های آخر شب شاید همه وقت تلفی بودن ... دو هزار ته جیبم نیست که استقلال مالی داشته باشم بعد تو ازم میخوای خوش خوشان و بدون دغدقه و ناراحتی بااات تو واتساپ چت کنم ؟
البته ترس داداشات رو هم دارم ، حس میکنم قلچماق تر از این حرفان و اگه گوشیت رو ازت بگیرن اون قرص صورتم رو فوتوشاپ میکنن و میندازن کنار ی پسر که اگه بابام فهمید از خونه پرتم میکنه بیرون( همین سقف رو سرمم باید از دست بدم خدایی ناکرده ) و میگه تو دخترم نیستی خلاص یا داداشات ی کار خاک بر سری میکنن که خدا یقه ام رو میگیره و خشم اش رو نشونم میده اون دنیا
اصلا صلاح نمیبینم ... متاسفم
۱۲- مگه من ادرس نپروندم ؟ چرا بازدید زده ۸ نفر ؟ این استیکر جلو شماره بالایی که نمیذاره بره تو بروز شده ها ! چجوری ۷ نفر اومدن اومدن 😶
۱۳ - و چقددر من وقتی عصبیم چرت و پرت میگم 🙌
تموم شد پست !
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم تیر ۱۴۰۰ ساعت 21:47 توسط Taxian
|