دیگه به غلط تایپی هام واقف هستین 😅😂
خب امروز ما مراسم تشیع و... داشتیم ، یکی از پسرا که همسنم بود هم اومده بود ولی باور کنید شما بخواید به هر دختری انقدر نگاه کنید اون حس عدم امنیت ؟! میکنه و پیشش خوشایند نیس
ولی بعد گفتم نکنه مشکل از منه که مثل آهن ربا چشاش میاد سمت من اون شراره اای آتشین که داخلن! و اندامم ترند جهانی هست (فرزانه میگه !) اما مادر شوهر پسند نیس! ،اصلا بر حسب اتفاق بود یا هر چی ما خیلی کنار هم قرار میگرفتیم و او نیز زیر چشم نگاه میکرد
بعد یاد خواهرم افتادم پیش خودم گفتم اینم مثل بقیه است اگه شرایط اش رو داشته باشه میگه من اون دختر پرستارتون رو میخام
و در حرکتی دم اش رو کوتاه کردم 😑
نشستیم شوهر خاله از رشته ام پرسید بعد بهم گفت دکتر! گفتم عاااا شما اشتباه گرفتید اون نونامه و پرستار هست (بارها اینجا گفتم هنوز نتونسته بره سر کار 🤡) و بحث رو به خنده پیش بردم که بیشترا نمیتونن ما رو تشخیص بدن و یدفعه اون پسری که هم سنم بود به شوهر خاله گفت خوب ارتباط میگیری با بقیه 🙄
پیش خودم گفتم آفرین دختر ماموریت تامام شد دیگه خبری از استرس نیس ، بعد از خودم پرسیدم الان شبیه این دخترای ل*اس زن شدی؟ (معنی اش زشته ولی دیگه شرایط اینجوری بود) وللش ... تا فلانی یاد بگیره زیر زیرکی منو دید نزنه 🚶♀️😂😂🤣
حالا ی نفر رو نشوندم سرجاش اما شوهر خاله ول کن نبود و خودش میگفت و خودش میخندید !!😲😶😶😶
من اون جا خون تو رگام منقبض شد خدایااااا واقعنیه؟! الان واسه همه سوتفاهم میشه ... شوهر خاله این حرفا چیه میگی ؟! اینجا مراسم ختمه !!!🤐😱
ولی دیگه اون پسر رو ندیدم نگاه کنه و تو ی مکان قرار بگیریم 🙂
پ.ن: اما شوهر خاله ام کلا خودش آدمیه که با همه جور میشه ...
اول بحث قبل اینکه به خنده برسه گفت تو خوابگاهی گفتم آره گفت جای جالبی نیس چون همه جور ادم هست گفتم اره واقعا اینش خیلی بده ... گفت پسرا سیگار میکشن فقط باکس باکس ... شب امتحان شیشه میکشن تا بیدار بمونن دیگه تا آخر سال نابود میشن
گفتم دختر سیگاری ندیدم ... و من زیاد تو محیط دانشگاه نبودم چون زود کرونا اومد اما پسرا رو میدیدم تو حیاط دانشگاه (اونم شب بود تو تاریکی کسی از حراست و... نبودن) گفت اگه رری بالاتر میبینی دخترا رو
پ.ن۲: از اون دوستام که قلیون میکشن... تن صداشون بم تر شده ... دیگه صداشون به ظرافت قبل نیس (خدایا توبه)
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم شهریور ۱۴۰۰ ساعت 21:51 توسط Taxian
|