۷۰🐈
چون وقت کمی مونده تا آزمون ، حریص بودن رو کنار گذاشتم مطالب جدید رو حذف کردم و میخوام همونایی رو که خوندم تکرار کنم ... گرچه همینا رو هم تو تخمین رتبه میزنم میبینم ی رتبه عجیب غریب رو نشون میده!
هر وقت استرسم بالا میره دلم میخواد هر کاری انجام بدم غیر اون کاری که باید انجام بدم ، فکرم سمت اینه نباید مطلبی رو حذف کنم😓 و بعد میگم ریسکه ... منم از اون آدمایی نیستم تو دقیقه نود شاهکار یا معجزه کنم و همه مباحث رو بخونم
وسط همه اینا یادم میاد رژ فوق العاده قرمز عروس رو یادم میاد بعد منم میخواستم رژ بزنم ی دستمال میدادن دستم پاکش کنم 😐
خبلی چیزا هست میبینی دوره خودت و سن خودت عادی نبودن ، الان نمیدونم چرا 😑
نونا میگفت یکی از پسرای فامیل گفته گیر به لباس پوشیدن خواهرم نمیدم چون ممکنه بعدا خانمم از قضا کارهای جلف تری انجام بده و من نتونم جلوش وایسم ( خود جمله رو یادم نمیاد ولی شما معنی کلیش رو بگیرید )
آقا پسر من ندیده رو تو کراش زدم 🤐(کراش = عشق یک طرفه ، که طرف دوم هیچ خبری نداره)
ابن سینا وقتایی که خسته میشد نمیتونست مسئله ای رو حل کنه نماز میخوند
من نماز ن... میخونم ولی همیشه ته دلم میگم بالاخره میخونم (نشون به اون نشون لاک نمیزنم میگم شاید رفتم خوندم )
واسه آرامش رسیدن روحت یا باید نماز خوند یا بیرون رفت یا ورزش کرد
من هیچ کدوم از اینا رو انجام نمیدم .😶
واسه همین پشت سر هم خسته میشم ، درسا رو هم تلنبار میشن ، استرس میگیرم ... و کلی ناامید میشم😕😣





