۲۰۴🐈‍⬛

مادر اومونی اُم اُما ننه دآ دی ماما آنا 
پدر بابا بُبا بوا پاپا اَبی باپ هایریک
خواهر  نونا اُنی باجی دده  آجی آباجی اُخت همشیره
برادر دادا داداش اُپا هیونگ کوکا کاکا  اَخوی قَردش 

 

تو فکر اینم چقدر با خودتون درگیر بودید تا معنی اینایی که میگفتم رو بفهمیدید 🤔

البته من روزمرگی نمینوشتم کسی بخونه تا بفهمتم برا همین این کلمات رو  میگفتم 🥲

۲۰۴🐈‍⬛

ی نفر به بابام بدهکار شده ، گفت من پولش رو ندارم این فصل مغازه ام بامجون میارم بیا رایگان ببر 

مامانم منو هر روز میفرسته مغازه بادمجون بگیرم😹😹😹😹

بار بعد باز رفتم بهم گفت عمو من ی چیز گفتم دیگه بابای تو ول کن نیس! 

گفتم عمو حالا تو بامجون رو بده 😑

به اومونی گفتم گفت بهش میگفتی شما که  از بادمجون دادن راضی نیستید ، حداقل پولش رو بدید لازم داریم 🙄😕

و اومونیم پرسید ازشون پول یا بامجون ؟!

گفتن بادمجون 😹😹😹😹

و باز فردا من رفتم مغازه واسه بادمجونا

خلاصه این روزا ما شبانه روزی  بادمجون خور شدیم🐈‍⬛

۲۰۳🐈‍⬛

چند باری که رفتم خونه پدر عروسمون متوجه تفاوت زیاد مزه غذا ی خونه ما خونه اونا شدم ، اینکه اونا غذا شون بسیاااار کم ادویه و بدون نمک هست ! 

این درحالی هست که ما معمولا غذا هامون بسیار پر ادویه و نمکی و بسیاااار تند هستش 

دیگه این تفاوت اونقدر هست وقتی خونه همدیگه میریم بیشتر از یک قاشق نمیتونیم بخوریم :/

 مثلا عروس با اون هیکل و وجناتش کشک بادمجون رو بیشتر از یک قاشق نتونست بخوره ، میگفت خیلی تنده ! در حالی که ما اصلا متوجه نمیشدیم 

اما من چون آشپز بودم موقع پخت ی مقدار قلمبه فلفل ریختم چون سس فلفل نمیشد ریخت رو کشک بامجون😹😹😹😹 اصلا به رو خودم نیاوردم چه غلطی کردم 😹😹😹

۲۰۲🐈‍⬛

گااااااد بالاخره برنامه آپلود شد❤ خیلی خوب شده 😭😭😭

توضیحات درباره برنامه :

من و تیممون یک برنامه آموزش الفبا داخل مایکت آپلود کردیم 🧡

متاسفانهبیشتر از این نمیتونم توضیح بدم بلاگفا بلاکم میکنه😖

 

پ.ن:

اگه خواستید دانلود کنید بیاید اسم دقیق برنامه رو براتون کامنت کنم و دانلود کنیم دل منم شاد کنید 

مثل ندیده ها هی میرم تو مایکت چک میکنم چند نفر دانلود کردن 😇🥰😍🧡

 

۲۰۱🐈‍⬛

چقد جالب میشد بلاگفا ی آپشن داشت میفهمیدی اون ی نفر که الان انلاینه کیه!

در صورتی که بلاگفا خیلی ساده تر از این حرفاست

۲۰۰🐈‍⬛

۱- با پاتنر زبان درباره ساعت زبان حرف میزدم گفت باشه عزیزم ...

من : 😐😑🙄

اگر نمیدانید بدانید و آگاه باشید این جمله خیلی زشته وقتی به دختر غریبه بگی 

۲- ی شایعه شنیدم که نونام میخواد انصراف بده ،خودم ترسیدم ازش بپرسم که مبدا درست باشه یا درست نباشه و بخواد به چشم ی گزینه بهش نگاه کنه ...اون لحظه انقدر ترسیده بودم به زور جلو خودم رو نگه داشته بودم که پبام بهش ندم و نگم تو رو خدا خودم درسا رو به جات پاس میکنم ولی حرف از انصراف و دوباره خوندن نزن 😖

خیلی خیلی ترسیده بودم 

۳ - عمه بزرگم (لاله) حدود ۷۵ سالشه ... میگه وقتی شب دزد بدون اجازه صاحب زمین واردش میشه ، زمین جیغ میکشه و سگ صداش رو میشنوه و وگ میکنه 

 

۴- نونام هنوز جایی نگرفتنش ... تو ی درمونگاه رایگان کار میکنه تا غذای ناهارش رو بهش بدن ... چقدر فرایند سرکار رفتن پیچیده هست 🚶‍♀️🚶‍♀️🚶‍♀️

۵- بچه ها اگه دبیرستانی هستید یا راهنمایی کلاس ۷ تا ۱۲ ... هیچ وقت وایه دوستی و چت کردن آشنا انتخاب نکنید وقتی راهنمایی بودم ر اینو گفت اون لحظه نفهمیدم اما بعدها فهمیدم ، چند سال پیش وقتی به داداشم گفتن بیا فلانی رو بگیر دختر به این خوشگلی گفت نمیخوامش همه دوستام درباره اش حرف میزنن ... و خب از لیست خط خورد 

یعنی میخوام بگم چ خوشگلین چ حدودی خوشگلین سن تون کمه هیچ وقت ریسک این کارا رو نکنید ، اگه ناخواسته بدون اینکه متوجه بشین وارد کار آبرو بری شدید خودتون رو بکشید بیرون ... اسم دخترا بیشتر بد میشه تا پسرا ... هیچ کس از اون پسر خورده نمیگیره متاسفانه

همه کاسه کوزه ها رو سر شما خراب میشه 😐

نشون به اون نشون من پسری رو میشناسم اصلا اصلا پسر خوبی نیست و دختر بازه ... اما همیشه خانمهای فامیل میگن فلانی قد رعنایی داره ، نماز میخونه ! ، خوشگله و احترام به پدر و مادرش میذاره 

هیچ وقت نگفتن واسه دخترباز بودنش پسر بدیه !

 

۵- تصمیم گرفتم به فری بگم انصراف دادمه چون میترسیدم بعدها اگه بفهمه ناراحت بشه و بهم بگه من دوستتم و باید همچین چیز مهمی رو از بقیه یا آخر از همه بشنوم ! اما چون به حلما گفته بودم کلی سرزنشم کرد که باید ادامه بدم و خانواده گفت تصمیم خودته اگه صلاح میدونی انجام بده ... و انتظاری نداشتم فری ی چیز خوب بهم بگه اما عکس العمل اون این بود :

 "بهتر 
هر جا ک راحتی و بهتر میتونی ادامه بدی همون جا برو
بهت افتخار میکنم دوست شجاعم

😘😘😘😘

پیش خودمون میمونه💕💞"

اصلا انتظار نداشتم همچین حرفی رو ! پیش خودمگفتم اینم میخواد بگه چرا؟😯

 

۶- چون پسرا میگن باید ی نفر باشه غذا رو برامون آماده کنه و از این بهونه ها ؟! نمیذارن جایی برم ... من واقعا زورم بهشون نمیرسه حرفم رو ثابت کنم و بعد به نونام گفتم برو کتاب فروشی دست دوم این دو کتاب رو بگیر تا ارزون درآد ... میگه تو میدونی من اصلا از خودم پول ندارم اگه داری خودت بده... دلم میخواد این زندگی رو بالا بیارم 

۷- واقعا نمیفمم این پسرا با چه رویی اول میپرسن کدوم نونات پرستاره؟! بعد میشنوی همونا میان خواستگاری خواهرت ... بعد نونات ردشون میکنه میان واسه تو ... انگار مغازه هست! 

اصلا حس دست دوم بودن میگیری وقتی یکی اینجوری برات میاد ... کاش بگذرن این روزا

۸- چرا آتنا دیگه وبلاگش رو آپ نمیکنه ! الان ی سال شده ! حالش خوبه؟

۹- عکسای اسکرین شات گوشیم رو نگاه میکردم فهمیدم از دخترای پو فرفری خوشم میاد و با نمک ترن ... در حالی که خود موی فر به خاطر خشک بودنش  تو مراقبت خیلی اذیت میکنه

۱۰ - حلما میگه بیش از ده مرتبه ارباب حلقه ها رو دیده ولی بازم دلش میخواد نگاهش کنه

۱۱- تمام شد پست

۱۹۹☘

دیگه عشق بالا تر از عشق پدر و مادر به فرزند داریم؟؟! 

همین ها که میگن ما هیچ فرقی بین بچه هامون نمیذاریم ؟!

همیشه اون فرزندی که پول میاره تو خونه اون محبوب تره و اونیم که مصرف کننده است کل دعوا ها و حرص شون رو رو سر اون خالی میکنن 

۱۹۸☘

نمیدونم بار اولمه ... استرس زاعه 
اینم مثل باقی غریبه ها گفت صدات شور و شوق نداره انگار بی حالی 
حس میکنم جایی کار داری و واسه همین بی حوصله ای

یعنی اینو بارها شنیدم

صدات شور و شوق و انگیزه نداره حتی تو ....

حقیقتا من از اون درون گراهام ک حال حرف زدن با افراد جدید و ... ندارم ... نمیتونم ی دفعه صدام رو صاف کنم و واسه همین پشت تلفن خیلی یواش و تن معمولی رو به پایین حرف میزنم 
تا بخای توجیه شون  کنی ک اینجور نیستی 
ادم پیر میشه😪
 

یکی پیدا شده و بهم گفته بیا پاتنر زبان هم بشیم ... مشکل خیلی بزرگ اینه من تا حالا پاتنر زبان کسی نبودم 

فری میگه پول ازش بگیر ... آخه من زبانم در حد متوسطه اون در سطه A

بعدا نوشت : اوه خدای من این انگار سطح اش از منم بالا تره ، تلفظ کلماتش ، همه چیش بهتره از منه بعد تو روم میگه من سطح زبانم A2هست ؟! 

گیر داده تو کوردی یا مشهدی ؟ وقتی

میگه مشهدی هستی یاد لهجه اوس موسی تو سریال پایتخت میوفتم 

 

۱۹۷☘

۱- با فر**** ی سایت پیدا کردیم رایگان رمان میخونیم 🥰 ، داستانی که الن خیلی جذب اش شدم درباره بوکسوری که داخل یکی از زیرزمینهای سن پترزبورگ مبارزه میکنه دچار فراموشی شده و به دنبال گذشتشه و از اون طرف شخص دیگه ای همسرش طرفدار پرپروپاقرص آنتان لاوی و پدر شیطان پرستی هست و تولید کننده ی مواد مخ**در جدبد تو کل کشور  و داخل خونه اش ی لایگر (شیر هایی که جسه چندین تنی دارند و اصولا تو آزمایشگاه به و جود میاد ) و پیرانا نگه داری میکنه ! همه این کارای عجیب غریب بخاطر عقاید شیطان پرستیش و زندانی کردن همسرش هست ... و بقیه داستان که هنوز خودمم نخوندم

علایقم داره میره سمت چیزای جنایی

۲- امروز نتونستم برم سر کار چون اون پسر نرم افزاری واسم مشکل درست کرد 😖 گفت کجا میخوای بری؟! گفتم دور نیست گفت عااا من که میخوام بهت پول بدم و حرف زد و حرف زد و حرف زد که دیگه اومونی گفت صبح نرو بزار واسه ی روز دیگه ... و تا چهارشنبه کلاس دارم نمیتونم جایی برم 

آخه تویی که همچی رو یادت میره چرا باید بهت امید وار باشم ؟! ان شاءالله برنامه ات جواب بده ولی از تو پولی به من نمیرسه 

۳- بهم میگن چرا انقدر دنبال پولی ؟! مادرم من بهت بگم هزار دلار لازم دارم تو نداری بهم بدی ولی در عوض نمیگی ندارم تمام تلاشت رو میکنی منو از هدفم دور کنی 😪

۴- فعلا تا همین جا بسه

 

۱۹۶☘

کار پاره وقت : 

بالاخره ی روز باید ۵ نفر رو پیدا کنم روشون تمرین کنم ... نمیدونم این پنج نفر رو از کجا پیدا کنم ؟

اون پسری که قراره واسش صدا بندازم رو نرم افزارش اصلا امیدی بهش ندارم که ازش پولی بهم برسه ... ازم پرسید چقدر میخوای تا بعد از رسیدن به پول بهت بدم گفتم همینکه تموم بشه و آپلود بشه من خوشحال میشم 

نه اینکه خود نرم افزار بد باشه ، ماشاءالله خیلی خوبه اما اینی که من باهاش مثلا شریکم ... چیزی بهم نمیده

و کلاسا هم داره شروع میشه و دغدقمه کار پاره وقت و درس خوندن ... رو میتونم باهم پیش ببرم ؟

فردا قراره ی کاره پاره وقت رو شروع کنم با هشت ساعت پشت سر هم و میترسم واسه آبروریزی ضعف کنم ... چون تو خونه در حالت عادی سرم رو بخوام بالا بگیرم پنجره رو ببندم همه جا خاموش میشه 

پ.ن: حلما میگه من این کاری رو که تو میخوای بری همینکه هشت ساعت پشت سرهمه  رو وقتی خونه شوهرسابقم بودم رفتم و هر دفعه خون دماغ شدم😢

۱۹۵☘

به نظر من نباید همه چیز رو به دوست صمیمیت گفت (درست یا غلط من این فکر رو میکنم تا الان)... برای همین از ریز و درشت اتفاقات رو واسه شادی تعریف نمیکنم 

مثلا داشتیم درباره ژل شستوشو دوشیزگان حرف میزدیم 

گفتم این ژلا بوشون خیلی خوبه اما دکتر به من گفت مصرف نکنم خیلی مضره 

گفت کدوم دکتر 

گفتم همون که پیشش عمل کردم واسه کلیه ... گفت کلیه ؟! کی عمل کردی؟

گفتم عید ... خیلی اذیت شدم مجبور شدم

عه چرا به من نگفتی ؟!😶😪

من: 😶😶😶😶😶

پ.ن: واقعیت اینه من اگه میگفتم اون درکی نمیکرد یا اگه از تصمیم هام هم بهش میگفتم استرس به خودم میاوردم 

۱۹۴☘

چرا خانواده من نمیدونه بچه شون علاقه نداره یعنی چی ؟ 
چرا هی سرکوفت و تحقیرت میکنند چون علاقه نداری؟

هر چی بگی نمیخوام کد بزنم و الگوریتم کار کنم ... باز برمیگردن سر خونه اول ... من علاقه دارم تو هم باید علاقه داشته باشی 
فلانی رو ببین ۱۵ سالشه کد نوشته بازی ساخته ! کد نویسی خیلی شیرینه
بعد میبینه به زور نشوندتت پای سیستم میگه اگه حوصله اش رو نداری پاشو ... میدونی اگه پابشی بهت میگه بی عرضه پس میشینی و بهت میگه آرایه رو داخل کدنویسی چطور باید نوشت
بحث ناز کردن نیست واقعا علاقه ندارم مثل ی خونواده هست گیر میده به بچه شون تو باااید پزشکی بیاری بخاطرپولش ، بخاطر اینکه حرفه ما هست 

پ.ن: چند روز پیش چندین ساعت باهام دعوا شد این چه پستیه تو بلاگفا گذاشتم -___-  ، تموم نمیکن این کنترل کردناشون رو

۱۹۳

یکی از دوستای دبیرستانم دانشگاه تهران قبول شده بود گفت روز اول وقتی از کلاسا برگشتم رفتم طبق معمول بخوابم وقتی پاشدم تا همه رفتن تو اتاق مطالعه ! دارن درس میخونن ... اینم واقعا واسش سوال بوده مگه باز کنکوره ؟! انقدر جدیت ! 

از طرف دیگه 

اون سالی که من رفتم دانشگاه ، تو اتاق مطالعه هیچ کس نبود  همه ساحل ، فقط اون هفته که امتحانا بود میدیدی تازه دخترای مهندسی دارن میان 

افروز آخرررر از همه اومد دانشگاه ، دو هفته از شروع کلاسا گذشته بود ، یکی از پ که دلداده افروز شده بود با تعجب میپرسید تو چرا دو هفته نبودیه ؟! افروزم گفت دلم نخواست 😃

باز یکی از استادا بهش گیر داده بود خانم شما دو هفته سرکلاسای من نبودی ... حدود هفت جلسه !🤔

دانشگاه با دانشگاه فرق میکنه ... استادمون میگفت شما هیچ فرقی با دانشجو های تهران ندارید فقط اونا بر‌خلاف شما میخونن  

پ.ن: فکر نکنید خفن هست که سر کلاسا نباشید ، استادا تلافی میکنن و افروزم مشکل داشت که نتونسته بود بیاد واسه پسرا و استادا قیافه میومد و خودش رو دست کم نمیگرفت

۱۹۲☘

فبلم اسکویید گیم (بازی مرکب ) 

گرچه من " بازی هشت" پا معنیش کردم🤡

جنایی رمزی ، قتلهای متدوام ... دو تا خانم داخلش بودن خوشم ازشون میومد و شخصیت های جالبی داخل اش بازی میکردن 

چیزایی که از نظر من نقاط ضعف هستن:  قتلهای داخلش خیلی تکراری شده بود اما پیکی بلایندر خشن نبود ، به شدت غیر اخلاقی !!!! مثلا من انقدر جذب دخترای فیلم شدم اما بعد متوجه شدم چند تا پولدار خارجی چون حوصله شون سر رفته بود واسه تفریح کشتنشون 🥺

اونقدر قوی نبود که اینهمه صدا به پا کنه ، شاید تین اجرها خ خوششون اومده بوده... فر**** هم خیلی خوشش اومده بود 😐😑 ... پنت هاوس خیلی خفن تر بود 

پ.ن: کره ای ها اعتراض کردن گفتن نت ف لکس تا حدودی  اشتباه ترجمه کرده ... اما همینم خیلی طرفدار داشته

۱۹۱☘

خوبی دوستهای مجازی اینه که میتونی بزاریشون  تو کیفت و همه جا ببریشون 🥰

۱۹۰☘

ادامه سامانه سجاد و ازاد سازی مدارک:

 

تاییدیه سامانه سجاد اومد و گفت x میلیون تومن بده تا مدرکت رو ازاد کنم من اصلا نمیفهمم اینکه ی دانشگاه دولتی مدرکت رو برات نگه داره و بعد بهت بده ...  چرا بابت نگه داشتن  پول ازت بگیره !!! 

خیلیییییی پول میگیرن ، خیلیییییی 🤯

حساب کردم انگار رفتم "دانشگاه آزاد" درس خوندم 

حیف اون اسم دولتی روش 😒 روز آخر به طور کمرشکن پول ازت میخوان تا مدرکت رو بهت بدن💔

پ.ن: خواهرمم گفت آره یکی از دوستام خواست مدرکش رو ازاد کنه دانشگاه گفت بیا بیست میلیون بده !!!!!!!!!!!!! سر گردنه است ؟؟؟!!!😱🤯 

من اصلا مدرکم رو نمیخوام با همون اسکنا ادامه تحصیل میدم ، هر کی گفت اصل مدرک ات رو بیار  میگم ندارم 🥺😭

۱۸۹☘

چند روز پیش رو مبل بی انگیزه و نامید افتاده بودم کرور کرور اشک میریختم اومونی گفت چته ؟؟ گفتم مدارکم گرو دانشگاه هست بهم نمیده ، اگه نده بیچاره میشم حتی اسکنشون هم ندارم وقت هم داره تموم میشه ... فقط معجزه میتونه مشکل منو رفع کنه🥺

بعد از کلللی زنگ زدن به این دوست و اون دوست و بخش های مختلف دانشگاه قبلی و نتیجه نگرفتن و سنگین بودن و هنگ کردن سامانه سجاد و چهار صبح پاشدن و رفتن تو سیستم... ی شماره اومد رو گوشیم  که بهش تو واتساپ پیام بدم وقتی جوابم رو داد عصر بود و شماره دانشجویی رو خواست ... همینجوری دادم ... و بعد شب اومدم نگاه کنم دیدم عکس از تمام مدارکم گرفته و برام فرستاده 🥺😭

این فقط معجزه است 💔

۱۸۸☘

بعد بخاطر جعل اسناد و مدارک بیان ببرنم زندان 🤦‍♀️

۱۸۶☘

اگه کارمندای دانشگاه دست دست کنن و درخواستم رو به موقع تایید نکنن 

بايد برم بگم حداقل بذارید اسکن بگیرم چون تا تاییدیه بیاد کار از کار گذشته 

اگه نذاشتن ...( ان شاءالله میذارن) راهی نمیمونه جز اینکه مدرک تحصیلی دوستام رو بگیرم و فتوشاپ کنم و اطلاعات خودم رو وارد کنم 🤦‍♀️

 

ادامه نوشته

۱۸۵☘

تو این هاگیر واگیر که مدارکم رو دانشگاه نمیده و سامانه سجاد روزا سنگین میشه و باید ساعت چهار صبح وارد پنل بشم و مهلت ثبت نام چهار روز دیگه هست که دو روزش خودش تعطیله 🥺🥺

و اون پسریم که دارم براش صدا ضبط میکنم باز به صدام گیر داده چرا صدات رباط واره این جوری نمیخوام برو باز ضبط کن ( حق داره بنده خدا اولاش خوب و با کیفیت ضبط میکردم اما زمان میبرد ... چون زمان میبرد شاکی شد و گفت کل کارم به تو بنده و تو هم سرعتت تو تحویل صدا خیلی کم هست 😑 ، سرعت رو بردم بالا تا زود صداها رو برای نرم افزارش آماده کنم اما صدام شد خشک و رباطی 🐓 ... وقتی میگه زود باش زود باش باید توقع ی چیز سر همی رو داشته باشه نه ی چیز خوب با کیفیت ) 

پ.ن: این بین عروس به داداشم گفته چرا خواهرت به من توجه نمیکنه ؟! چرا بهم زنگ نمیزنه؟🤦‍♀️🚶‍♀️🚶‍♀️🚶‍♀️🚶‍♀️

این حرفای عروس از بی دردیه 🙌 

 

۱۸۴

یا رب تو  ی کاری کن 🙏🙏

سارا میگه خیلیییی طول میکشه تا حداقل دانشگاه درخواست رو تایید کنه 🥺😭

۱۸۳

وقتی رفتم سازمان مرکزی گفتم مدارکم رو میخوام فقط گفتن برو سایت سجاد بیست تومن بده بعد بیا مدارکت رو بگیر ... اون روز من اصلا نفهمیدم قضیه چیه چون ی جشنی داشتن کارمندش با خوشحالی میزش رو رها کرد و رفت گفت جلسه دارم 😑

نونام رو فرستادم دو ساعت منتظر بود میگفت من اصلا کارمندش رو پیدا نمیکنم نمیدونم کجاست ؟! گفتم تو بپرس این سامانه روندش چطوریه ؟! نونام گفت این کارمنداش از جواب دادن و راهنمایی کردن خیلی عاجزن ... فعلا همگی رفتن نماز 😑

بعد تازه مسئولش پیدا شده میگه ثبت نام کن ، درخواست بده فرم پر کن و پول پرداخت کن و رسید رو بیار برام تا مدارک ات رو بدم 

تو سایت رفتم اما چیزی به اسم پرداخت و رسید لغو تعهد نبود !😱

حالا باید چ کنم ؟؟نمیدونم 🚶‍♀️🚶‍♀️🚶‍♀️🚶‍♀️

 

۱۸۳☘

بالاخره دارم ثبت نام میکنم 

اما 

سایت دانشگاه قبلیم بی نهایت سنگینه و هنگ میکنه 🥺😭

صلوت واسم بفرستین تا کارای سایت رو امروز تموم کنم 

با تشکر 🌺🌺

 

بعدا نوشت : هنوووز سایت باز نمیشه 🚶‍♀️🚶‍♀️🚶‍♀️🐈‍⬛

۱۸۲☘

☠☠

حرفای پایین رو به حلما میگفتم ...فقط اون قسمت مسئولیت گفتش این چیزیه که منم تجربه کردم 

همین 

ادامه نوشته

۱۸۱☘

 این پست رو ببینید 

https://www.instagram.com/p/CUXWkBEs2E_/?utm_medium=copy_link

 

کامنتا رو هم بخونید ک بدونید جواب چیه 

۱۸۰☘

من از این حرفا و تصمیم هام پشیمون نیستم ... حداقل تا الان🚶‍♀️

 

ادامه نوشته

۱۷۹☘

چند روز پیش از نونام پرسیدم خوابگاه گرفتی منم بیام پیشت 

برگشت گفت جایی که من هستم اصلا ربطی به تو نداره و... و کلا گفت بیا راهمون رو از هم سوا کنیم 😐😐😐

گفتم وقتی اومدم دیدنت اب هویج بستنی میارم 

گفت دوست ندارم

 

 

و الان نتایج اومده با هم همکلاسی هستیم🥲🚶‍♀️🚶‍♀️

 

چقدر زیبا 🚶‍♀️

 

پ.ن: فک میکنم راست میگه از ترم دو به بعد واحدا رو نباید مثل هم برداریم

بعد هر استادی ما رو ببینه بگه عه ! شما خواهرین ! اونی که تو اون سِکشنه ... و هر روز اعصاب نونام رو خط خطی کنن🤣🤣🤣

۱۷۸☘

اون پسری که اومده بود واسه نونام برگشتن به خواهرم گفتن پیمانی هستی یا رسمی؟ ساعتی چقدر کار میکنی؟ کی باهات قرار داد میبندن ؟ جاهای دیگه هم کار میکنی ؟ 

خب اونم خیلی ناراحت شده ، چون بیشتر به نظر میرسه به جای اینکه به خودش فکر کنن به درامد نداشته اش فکر میکنن

 

پ.ن: ان شاءالله زود درمونگاهی بگیرنش🙏

۱۷۷☘

با حلما اون موقع که تازه متارکه کرده بود رفتیم بیرون ، گفت ی پسری اومده برام میگه من رو واقعا میخواد ۵ سال ازم کوچیکتر هست اما چون ورزش کرده بهش میاد  همسن من باشه ... 

حلما هم پیش خودش گفت آره دو روز بگذره مشخص میشه (خوشش نمی اومد پسر ازش کوچیکتر باشه یا بیشتر از ۸ سال بزرگتر باشه ) 

.

 

 

این متن بالایی رو دختر دایی آیه میگه نباید پیش خواهر کوچیکم (۱۳ سالشه )... بگی 🤣🤣🤣

میگم آخه چی گفتم ؟! چیز خاصی تعریف نکردم ک !

دختر دایی آیه لبهای خود را در دهان برده ، ابروان خود را بالا داده  و چشمان خود رادرشت کرده ... 

گفتم خب من الان نگم خودش فردا میفهمه 🚶‍♀️🥲

و باز بیشتر ابروان را بالا داده !!!

گفتم باشه دیگه نمیگم 😑

۱۷۶☘

سریال پنت هاوس 

سه فصل داره ،خیلی خفن گونه بود ی خانم خیلی خیلی خیلی خوشگل توش بازی میکرد 🥰😍 اما اگه سن تون زیر ۱۸ یا ۱۵ هست ممکنه تا قسمت ۴ اش مبهم  و روند کندی براتون داشته باشه و غیر از این تو طول داستان چند تا شخصیت مهم داستان خیلی خشن به قتل میرسن ... پس اگه روحیه نرم و مخملی دارید اصلا نگاهش نکنید و پروانه مونارک و تک چشمم توش بود

خلاصه داستان : داستان درباره دختر سوم راهنمایی هست که خیلی به موسیقی کلاسیک علاقه داره 

سریال با اینکه میدونم 

ده قسمت بود فقط به این خاطر نگاهش کردم چون تو پوستر دختر و پسرش خوشگل بودن و دختره لباسای خوشگلی میپوشید و تو طول فیلم هی از لباساش عکس میگرفتم اما موضوع سربال جالب نبود کره جنوبی فیلم ااشون به رسم و رسوم خودمون نزدیکه اما این سریال اصلا ربطی به رسم و رسوم های خودمون نداشت 

مثلا اینکه دانشجو باشی هم اتاقیت هم کلاسیت پ باشه ، پیش من جالب نبود و کلیروابط خاکبرسری داشت که میزدی جلو هیچی از سریال نمیموند 

حالا فکر نکنید هیجان انگیز بود ، روندش خیلیییی کند بود 

اما مجبوری نگاش کردم که بدونم پسری با این همه نقطه ضعف روانتخاب میکنه یا نه ؟ که خب آخرش انتخاب کرد 

از  پروانه کنترل ذهن مونارکم استفاده شده بود 

لوسیفر

از هالیوود بود و خوشم نیومد فقط ۵ قسمت اش نگاه کردم جالب نبود از سریالهایی که بخوان با*** مخاطب رو نگه دارن خوشم نمیاد حالا هر چی بقیه بگن انقدر جایزه گرفته و انقدر جمله حکیمانه توش گفتن -_-

سرگذشت ندیمه 

۹ قسمت اش اینم چون گفتن جایزه گرفته نگاهش کردم اما مر از *** بود بی میل شدم و نفهمیدم آخرش چی شد 

ترنسفورنر 

هالیوودی سینمایی و بیش از حد تخیلی و امریکایی ها که در آخر مردم رو نجات میدن و تین ایجری ..‌. ده دقیقه اول رو نگاه کردم -_-

هری پاتر

تخیلی .... نگاهش نکردم میدونم هیلی جایزه برده ولی این تخیلی ها رو اگه ۱۲،۱۴ سالم بود و نگاه میکردم قطعا دوسشون میداشتم اما الان خوابم میگیره نگاهشون کنم 

* فعلا چیزای رمزی و جنایی رو میتونم نگاه کنم 🐈‍⬛

پ.ن: اینا چیزایی ان کهمن نگاه‌کردم و قرار نیست همه خوششون بیاد و نصف متن رو با دست چپ تایپ کردم و انگاری جونم میخواد در بیاد🤣