۴۳۶⚘

۱- وقتی ی غذا درست میکنی اما مزه اش خوب نمیشه چیکار باید کرد ؟ مثلا خوراک لوبیایی که درست کردم مزه اب میده!

۲- حس میکنم اگر کارشناسیم رو تموم کنم ... خیلی نابغه ام ! 

۳- دلم میخواد فقط بخوابم ... اما از استرس اصلا خوابم نمیگیره

۴- دانشگاه ما خیلی بدهی داره و اصلا قصد نداره این ترم رو شروع کنه خوشبختانه اما قسمت بدش با درس دادنای هپلی؟! میخوان امتحان حضوری بگیرن -_-

۵- آیه خیلی مواظب خواهر کوچیکش هست نمیدونم واقعا انقدر لازمه ؟! 

۶- ماشاءالله چه آینه خوبی دارن ... آدم رو چند درجه خوشگلتر نشون میده 

۷ - مواظب بودن از این نظر که ذهن پاک دخترانه اش به فنا نره ؟! بهش گفتم آیه به فنا رفتن چیه دیگه خو این باید ی چیزایی رو بدونه اما آیه چشمان خود را درشت کرده و ابروان خود را بالا داده گفت نه 

مثلا خواهر این سنی داشتم میگفتم بیا با هم بریم خانه مومک ... اما آیه میگه همین مونده تو این سن اصلاح کنه🤷‍♀️

۸- بلاگفا خلوت شده امشب ، هیچکس پست نمیذاره

۹- چرا بعضیا ی جور صحبت میکنن میگن اونایی که تو دهه ۳۰ هستن نباید از اهنگهای نسل جدید خوششون بیاد ؟ مثلا حلما ۳۰ سالشه و آهنگای بیل*&^ ی آی*&^ لیش رو گوش میده و بعد تو سایتا و اینستا بری همه ایرانیا کامنت گذاشتن طرفدارای بیلی ی مشت بچه های ۱۰ - ۱۲ ساله تعصبی هستن ! 

درحالی که موسیقی ی زبونیه واسه تموم دنیا حتی اگر معنیش رو نفهمی حالت خوب میشه بهشون گوش کنی ! 

مثل آهنگ change از xxx تنتاسیون ... مامانم هیچی نمی دونه اما ازش خوشش میاد !

۱۰- چون ابن دو شب خواهر کوچیکه آیه تنها بود و شبها میرفتم پیشش میخوابیدم فکر میکردم هر حرفی رو میتونه باهام درمیون بذاره فقط سرش تو کار خودشه ! اما الان فهمیدم خیلی بااهام رودربایستی داشته! 

اونقدر که من ساعت ۱۰ شب میرفتم پیشش و اون هیچ زنگی بهم نمیزد که باید زودتر بیام چون زود میخوابه و الان که مادرم از مسافرت برگشته میگه میدونی این دختر چقددددر منتظر تو بوده ؟ 😶😶😶 

۴۳۴⚘

این استوری داره رو مخ بودن ی entp رو نشون میده :👇

https://www.instagram.com/s/aGlnaGxpZ2h0OjE3OTM0NTQ2MDYxNDg2Nzc1?story_media_id=2566896169370758389_1932819989&igshid=YmMyMTA2M2Y=

همینقدر داداش سینگلم رو مخه 😖😖😖 همینقدر هر چی بهش بگی باز حرف خودشه😭😭 اینقدر بهش میگم وبلاگ من رو نخون میگه منکه نمیخونم و بعد فرداش داره باهام درمورد یکی از پستا صحبت میکنه اینکه اونم دیگه مغزش کشش چیزای تحلیلی رو نداره !!!! در حالی که قبل این حرفم تو وبلاگ میخواست دکترا رو هم بگیره ؟!

 

پ.ن: ادرسی که بالا گذاشتم اشتباهه🙄 ... در واقع اون هایلایتی که منظورم هست ، هایلایت mood 1 و دو تا استوری آخر هست ... در حالی که این ادرس از اولینش شروع میکنه 🤨😶

 

۴۳۳⚘

دو عدد کنفرانس دادم🙊🥰😚

ادامه نوشته

۴۳۲⚘

چرا قسمت اداری دانشگاه ما ... مثلا به عنوان ی محیط آکادمیک (؟؟!!) انقدر قدیمی کارهاش رو پیش میبره !! 

کارمندهاشون اصلا کارهاشون رو انجام نمیدن و اگر انجام بدن ناقص و پر از اشتباهه 😪

اصلا ایمیل چک نمیکنن . اصلا واتساپ چک نمیکنن .

فقط کارها رو باید حضوری پیش ببری 🤕🤕 

 

 

۴۳۱⚘

البته دو سه تا وبلاگ هم هست هیچ وقت کامنت نذاشتم براشون اما هميشه میخونمشون .

تیریخیدا از خاموشا شاکی نباشید 😪 . بارها خواستم کامنت بذارم اما اون چیز فلسفی که شما خواستین تو ذهنم نیومده و از کامنت گذاشتن منصرف شدم😶😶

۴۳۰⚘

من فکر میکردم کسیکه کامنت میذاره یعنی همیشه میخونت ! مگه اینجوری نیست ؟! 

 

پ.ن:کامنت تبلیغ منظورم نیست ... اما من اینجورم اگر کامنتی میذارم یعنی خواننده ثابتش هستم ! جز اینکه دیگه تو اون ادرس ننویسه یا وبش رو ببنده و تصمیم بگیره ننویسه .

۴۲۹⚘

چرا پسر خاله از عروس ما بدش میاد ؟ اونم زیاد ! 

یعنی زیاااد ... الان کنارم نشسته و هی میگه متنفرم ازش ، ی دختر چقدر میتونه زبون دراز و پررو باشه در رو روم باز نکرده تو گرمای تابستون بهش گفتم پشت درم باز کن میگه آقای فلانی چرا زنگ بهت میزنم گوشی برنمیداری ،؟ بهش گفتم من سر کار صدای موتور و کارگر چجوری جوابت رو بدم ؟... میگه به هر حال برو همون قبرستونی که بودی !!  یعنی اگه با تمام تهمت هایی که عروستون بهت زده ، ازش نخوای که اون اول معذرت خواهی کنه و فاز آشتی برداری ... تو(یعنی من) از خود سگ کمتری .

 

 

پ.ن: چه بد شد قرار بود دیگه از عروس تو وبلاگ چیزی ننویسم . 

 

۴۲۸⚘

با داداش سینگل حرف میزدم گفت دخترا هر چی خوشگلتر باشن بد اخلاق تر میشن 

گفتم اره واقعا همینه 

گفت پسرا هم همینجورین هر چی خوشگلتر بد اخلاق تر 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

گفتم مثل اون دختر خوشگلی که اول ترم یکی از دخترا رو شست جلو استاد ! 

گفت میدونی تو این دانشگاهپیش همجنس های خودشون اره اینجورن اما وقتی پسر همکلاسیشون رو میبینن تا دست به سینه میشن میگن ارادت چاکرم ، نوکرم ...

۴۲۷⚘

ولی اگر enfp هست پس چرا وقتی تهمت میزنه اون حس عذاب وجدانی که enfp ها دارن یقه اش رو نمیگیره؟! 

اون حس صلح طلبی اش دقیقا کدوم گوریه ؟ ( ببخشید ) 💔

 

پسر خاله میگه عروستون خیلیی بی چشم و روئه وقتی پته اش رو ریختم رو آب به جای اینکه معذرت خواهی کنه ... با سیاست خودش زد زیر گریه و رفت بیرون چون واقعا گریه نمیکرد تمام این فتنه ها و جنگها ی درون خونواده ای معلوم میشد بانیش کیه ! الانم اونقدر وقیح هست که دوباره پاشده اومده اینجا واقعا حالم ازش بهم میخوره وقتی میبینمش دل درد میگیرم انگار معده ام با دیدن عروستون عصبی میشه 

بهش گفتم وقتی داداش متاهل خواست بگیرش گفتم به من ربطی نداره ، زندگی خودشه اما الان میبینم واقعا ربط داره ... موقع ازدواجت نمیذارم هر کسی بگیری !

نظرت درباره پریسا چیه ؟ 

چجور دختریه ؟؟

یکی مثل عروس رو میشوره میندازه رو بند ! میاریمش تو گروه خودمون میشیم تیم حریف عروس!

اوه خوبه ! ولی اگر یدفعه با عروستون همدست بشه ... مقابل خودمون قرار بگیره ،  اون وقت من که شوهرشم جونم در خطره ... این عروستون با اتیش پاره ها دوست میشه پریسا رو حتما رفیق جِنگش میشه خونه من میسوزه 

نازنین دختر آرومیه ... نظرت چیه ؟

اون نازنین آمارش از پسر خاله هاش در آودم ! دختر آرومیه ولی فوق العاده بد اخلاقه و الان واقعا شکمم درد میکنه 

داری شکلات میخوری ؟

بخدا گشنه ترم میکنه 

😶😑😑😑

 

 

۴۲۶⚘

با اطلاعاتی که داشتم ... ی جورایی mbti عروس شد enfp !!!!! 

 

من دیگه نمیخوام سر سازگاری با عروس بردارم چون تا الان متوجه شدم هر وقت کوتاه اومدم و خندیدم و گفتم به من ربطی نداره ، بدتر بدگوییم رو کرده انگار خوبی بهش نیومده ! ... سو ... من از این لحظه میگم همه چیز به من مربوطه ، من بزرگترم پس احترام من رو نگه دار وگرنه من از کسیکه خوشم نیاد نه سلامش میکنم نه چشم تو چشم میشم و نه باهاش حرفی میزنم 

 

به enfp ها برنخوره کلا عروس ما معلوم نیست فازش چیه ... و این چیزی که من حدس زدم از mbti فقط حدسه

 

 

۴۲۵⚘

دارم فیزیک و ریاضی میخونم ... هر خط اش ی عذابه 🤢🤢🤢 

فکر کنید ی چیز رو قبلا بالا اورده بودید 🤮 و الان دوباره بایدهمون رو بخوریدش😋🤢 همینقدر چندش .

 

 

 

۴۲۴⚘

چون نمیدونم واسه فیزیک ریاضی و دوقولوهای شیمی باید چه گلی به سرم بگیرم ...و نه فیلمی و نه داستانی حالم رو خوب نمیکنه تا قسمت موتور مغزم روشن بشه.... سو ...  میخوام فردا رو فقط بخوابم! 

فقط خواب 

 

پ.ن: ۲۴ واحد لعنتی . 

۴۲۴⚘

عه وا ! این چی بود تو اینستا دیدم !!! 

من تازه پست قبلی داشتم میگفتم فیلم عاشقانه ناب پیدا کردم به این دلیل 👇

https://www.instagram.com/p/CbIXMa4Autd/?utm_medium=copy_link

 

ولی الان این سکانس رو دیدم !! چرا اینجوری شد ؟ ☹🤕 👇

 

https://www.instagram.com/p/Cb76U84gOYb/?utm_medium=copy_link

 

اینم از سریال عاشقانه که تا نصفیش دیده بودم ... امشب خواب نمیرم ، چرا دختره همچین کرد ؟! 

 

 

وسط پخش به نونامم گفتم بپر ببینش از اون عاشقانه هاست که دوسش داری ، الان ببینه آخرش اینجور هست دگر بهم اعتماد نمیکنه

۴۲۳⚘

من اصلا نمیفهمم ریاضی ، شیمی ، فیزیک تو رشته من چه دخلی دارن ؟؟!!!! 

اینکه به جسم نیرو وارد بشه و کجا میوفته یا انتگرال فلان عدد ... اصلا اینا به چه دردی میخوره ؟ وقتی تو کارت فوق اش پیپت زدن و وارد کردن داده ها تو کامپیوتره 😩😩😣😖

پ.ن: دارم فیزیک میخونم 😪

۴۲۲⚘

عذابه واسه اشتباه تایپیام رو پیدا کنم 

پست قبلی کلی اشتباه تایپ کردم 😩😩😩

 

به فری حسودیم میشه ۱۱ واحد این ترم داره و بعد تموم 

و من ۲۴ واحد انداختم واسه خودم 🥵📿اونم با درسایی همچون ریاضی۲ ، فیزیک ، شیمی ۲ ، شیمی الی ، ۴ واحد با حاج خانوم 

همچین درسای نچسبی رو برداشتم شده ۲۴ تا 😭😭😭🤣🤣🤣 

چرا موقع انتخاب واحد به عاقبت کارم فکر نمیکنم 😭😭😭

 

 

 

۴۲۱⚘

سریال

نمیبینم چون امتحانام شروع شدن ، اما اینها رو اینجا ننوشتم و اان مینویسم که یادم نره .

 

۱- بیست و پنج - بیست و یک (25-21) ... یک سریال فوق العاده انگیزشی ، فان ، عاشقانه ... داستان درباره دختریه که ورزش شمشیر بازی رو دوست داره اما تقریبا هیچ وقت پیشرفتی نداشته حتی یک بار مربی اش بهش میگه تو خنگ ترین دختری هستی که با این همه تمرین هیچ وقت پیشرفت نمیکنه و از اون طرف پسری که زمانی پولدار بودن و بعد از ورشکستگی پدرش تمام چیزش رو از دست میده و دوست*&  دخترش ولش میکنه 

به جز یک دختری که خیلی رو مخ بود ، واقعا سریال خوب و خنده دار و انگیزشی بود ، خیلی خندیدم 😌 قسمتهای عاشقانه اش هم خیلی خوب بود 💔

 

 

۲- یک روز معمولی ... جنایی، انگست ، حقوق ... وقتی فیلم شروع شد ی دختر خوشگلی نشون داد گفتم مرحبا به خودم با این انتخابم 🤣🤣🤣 ، داستان درباره یک پسر ساده دانشجو  هست که داره واحداش رو میگذرونه و یک شب با دختری آشنا میشه ! 

قسمت آخرش خوشحال شدم که مشکلات پسر داستان حل شده انا وقتی به اتاقش برگشت اون تغییرات رو که اصلا دیگه اون آدم سابق نبود رو ناراحت شدم ... اینکه تو چند ماه انقدر دنیا بهش فشار اورد که دیگه اون آدم سابق نبود .

زند*&^ ان های ایرانم همین جو رو داره ! 

* وبلاگ من همه کنکوری هستین ، چون داخل فیلم مو*&^ اد مصرف میکردن پس خواهشا درک کنید ... ی سری فیلما رو ادمایی که سن شون کمه رو نباید ببینن چون ممکنه جو گیر بشن !

 

۳- سریال جست و جو ... نظامی ، هیجان انگیز ، مبهم ؟! ... اینو بعدا میگم چون هنوز تا آخر ندیدم 😅🥲🥲

۴- خواستگاری کاری ... خیلی تین ایجری بود ، تقریبا داستانش تکراریه ، نکته مثبتش دختر نقش اول خوشگل بود ( چقدر صداقت دارم 🤣🤣) کلا درباره عاشقیه خیلی از دخترا خوششون اومده بود ولی من نه اونقدرا 

۵- بازتابی از تو ... درام ، مبهم... درباره خانمیه که یک زمانی به شوهرش خی*&^ انت کرده و بعد گذشت چند سال اون پسر پیداش شده و تهدیدش میکنه که باید بهش برگرده وگرنه همه چیز رو به شوهرش میگه ! 

این خانم هم میگه من زندگیم و شوهرم رو دوست دارم و اگه زمانی با تو بودم فقط چون حوصله ام سر رفته بود ؟ شوهرم ازم دور بود و کمبود محبت داشتم ؟! واقعا بهونه اش هر چی بود میگفت دیگه حاضر نیستم برگردم بهت 

قسمت آخر با اتفاقاتی که افتاد خیلی ناراحت شدم ، اونجا که خانمه شب کنار رودخونه دراز کشیده بود و به عکس خانواده اش نگاه میکرد 

 

 

  

۴۲۰⚘

از سیزده بدر برگشتیم و مادرم میگه اصلا از زن دایی ات خوشم نیومد ( زن دایی کوچیکه که مهربونه ) میگم آخه چرا ؟ 

میگه انگار کشتی هاش غرق شده بود ! فکرش درگیر هر جایی بود جز جمع .

گفتم اگر زن دایی و عروست جاشون با هم عوض میشد ... فکر میکنم بیشتر بچه هات رو درک میکردی ! 

 

۴۱۹⚘

فردا باز کنفرانس دارم ! 

بعد از رسوایی میکروفن واسه کلاس دیروز دیگه دلم نمیخواد کنفرانس بدم 🥺🤕

 

 

امروز از داداش سینگل تست mbti گرفتم ... از پسرای entj خیلی خوشم میاد و گفتم اگه داداش سینگل  entj باشه از تمام entj ها متنفر میشم 😆🤣😭😭😭😭 

خداروشکر entp بود ، مجادله گر ... به معنی واقعی نماد کسیکه تو بحث ها حتی اگر قراره ببازه اونقدر بحث میکنه تا ببره ! 

۴۱۸⚘

اگر من درسم رو تموم کرده بودم ... الان بیکار نشسته بودم تو خونه ... چون هنوز آگهی استخدامی هیچ ارگانی ندیدم 

چرا هیچ کس نگفت داخل اپلیکیشن های آموزشی ایرانی پول نیست ؟؟! خب من به ی نفر کمک کردم و الان متوجه شدیم ایرانیا پول واسه آموزش نمیدن :] ... البته پول رو صرف کال آو دیوتی ، جی تی آ ، فری فایر میکنن:/

 

یکی از دخترا گفت خاله ام زنگ زده میگه بیا دخترم رو راضی کن مدرک فلان رو بگیره ، دختر خاله بودنت رو ثابت کن،  بهش بگو که داره اشتباه میکنه ... این در حالی بود که چند شب پیش دو ر هم نشسته بودن و دختر خاله هم بوده و اینم رفته بود رو منبر و میگفت ببین من مدرک گرفتم چی شد ؟! هیچ ! تو ایر*&^ ان مدرک رو باید لوله کرد و ** ***** *** کرد (استعاره از اینکه این مدرک تا آشنا نداشته باشی بدرد نمیخوره ) گفت زنگ زدم بهش و گفتم بیا تموم کن تو که آخراشی ... دخترخاله گفت مادرم بهت زنگ زده ؟؟ خیلی ضایعی 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

 

 

ی دوره ای بود تو دبیرستان خیلی دلم میخواست ی رشته ای رو قبول بشم که از دانشکده علوم پزشکی نبود اما نشد 

ی سری دختر بودن اون موقع """""هیچ وقت """"" درس نمیخوندن و تو اون دوره کلی رمان میخوندن و فیلم نگاه میکردن هیچ وقت ادم سالن مطالعه نبودن 

مثلا فاطمه ی بار با یکی شون صحبت کرد و گفت حق شما نیست تو این مدرسه باشید ... اما نتیجه کنکور اومد تا همه اون دخترا و فاطمه یک  رشته  رو تو دانشگاه قبول شدن !!!! 

دیشب تو اینستا بکی از همون دخترا رو دیدم گفتم چیکار میکنی گفت منم خونه  ترم هشت 

فکر میکردم از شاخه مدیریت هست ، پس ازش پرسیدم چه رشته ای ... و بعد که گفت ، دیدم اینا همه دور هم جمع ان ! انگار فقط من خار داشتم ://// 

ولی فری میگه با اینکه خودم این رشته ام اما بچه های ما همه سهمیه ای هستن ی آدم معمولی بدون سهمیه داخل مون نیست 

 

به نونام گفتم الان خیلی وقته واسه بیمارستان کار میکنی نمیخواد جذبت کنه ؟ گفت اول اونایی که سهمیه دارند رو رسمی میکنه بعد آشناهاشون رو شرکتی میکنن و یکی مثل من که نه سهمیه داره نه اشنایی رو بیرونش میکنن ولی محترم میگن قرار داد رو باید فسخ کنیم و این ماه نیرو نمیخوایم و چند وقت دیگه خبرت میکنیم باز بیای -_-

 

 

 

 

۴۱۷⚘

کنکوری های قشنگم ! 

وقتی میگید بیام تلگرام وقتی نه ایدی دادید نه ادرس درست حسابی وبلاگ (وبلاگ بل*&^ اک شده ) نه ایمیل!

دقیقا چجوری باید تو تلگرام پیداتون کنم ؟! 

 

۴۱۶⚘

قرار بود امروز کنفرانس بدم اما میکروفن وصل نشد و الان باید به جاش ۲۰ صفحه تحقیق بنویسم 

نمیخوام ... چرا میکروفن وصل نشد؟!  🥺🥺🥺 همون لحظه گوگل که هیچ وقت هنگ نمیکرد هنگ کرد واسم ! 

اپدیت جدید سایت بود و استاد جوری حرف میزد انگار از منه که میکروفن وصل نمیشه ... ممکنه جلسه بعد ارائه خودم و نونام باهم باشه ، سو بهش گفتم من وقتی میکروفونم وصل نمیشه ، استاد هی صدام میزنه نمیتونم حضور تو رو بزنم یا به جای تو ارائه بدم 

خیلی حس بدی دارم .... خیلی خیلی خیلی بد ... استاده سکه ی پولم کرد جلو این همه دانشجو 📿

۴۱۵⚘

عکس داداش متاهل رو میبینم پیش خودم میگم بخند عوضی ... چرا غمگینی؟ چرا خودت رو تو همه مسائل دخالت میدی؟ 

۴۱۴⚘

واقعا چیزی نیست ... اگه بیکارید بخونید 

 

ارایشگاه چه شد؟

آیه همون ارایشگاه عروس گفت نوبت میگیره که خیلی گرون بود 

سو ... رفتیم ی ارایشگاه ارزون که همه میگفتن ی دختر جوونیه و دستش خیلی کنده! 

هی از اینور بهش میگفتم موهام فر نکن ، رژ قرمز نزن ، قهوه ای بزن ... باز وسطش گیر دادم موهام ی جور کن که پیدا نباشه لپام اب شده 🚶‍♀️🚶‍♀️🚶‍♀️🚶‍♀️🚶‍♀️

وقتی اون گفت اصلا لاغر نشدی ! حس کردم تموم ترازو های دنیا وزن من رو اشتباه میگفتن 🤣🤣🤣🤣

وسط ارایش ی دفعه دستم رو کردم تو چشمام 😐😐😐😐😐 

وقتی پا شدم ... گفتم اصلا این قیافه رو باید از اول کوبوند و ساخت با ارایش آخه میشه وزنی که از دست دادی جبران کنی؟! 

 

 

موقع برگشتن تو راه خوردنی گرفتیم ، هر بار که قاشق میزدم و میبردم سمت دهنم دو تار موم هم میرفت تو دهنم ... 🧢

آیه و بقیه که اون ارایشگاه خوبه رفته بودند ... و تقریبا سه برابر ما پولش رو دادن اصلا اونجور خوب نبودن ... چون ارایشگر اصلی حواسش به عروس بوده و در واقع خودشون موهاشون رو مدل دادن !

برگشتیم خونه و فیلمهای عروسی رو دیدیم ... خدای من... من تمام مدت کفشم پیدا بوده ، بعد به صد نفر گفتم لباس من تنظیمه گفتن آره ، خیلی خوبه و الان دیدم میگم ی مسلمون اونجا نبود بهم بگه لباست بالاست کفش ات پیداست 😲😑 

 

پ.ن: از ارایشگاه بیرون اومدیم و داداش سینگل میگه شما که همونید ، چرا مثل اینستا تغییر نکردین ؟😃🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣 

در حالت کلی همه ناراضی بودیم از ارایشمون 😅

 

۴۱۳⚘

 عروسی اجباری 

ادامه نوشته

۴۱۲⚘

همینالان خبر اوردن دانشگاه ما اموزشش مجازیه اما امتحانش حضوریه 

🚶‍♀️🚶‍♀️🚶‍♀️ 

عروسی دختر خاله ام باید برم فقط ۴۰۰ تومن بدم ارایشگاه اونم از پول ازاد سازی مدارکم 

 

اصلا خیلی حالم بده 

هر دم از این باغ بری میرسد 😢

۴۱۱⚘

فکر میکنم اینکه موقعیکه عصبیم چشمام رو میچرخونم خیلی حرکت رو مخیه

 

"از این پستهای چندتایی "

ادامه نوشته

۴۱۰⚘

بعد از مدتها بالاخره دوستام رو تو اینستا فالو کردم ! 

حسش ؟

دیدن پستها فقط ی چیزی رو بهم میگه خیلی عقب افتادی ! انگار ی جور مسابقه هست هر کی زودتر بگه من خوشبخت ترم 

من کارشناسی رو تموم کردم 

ارشد تموم کردم 

رفتم جزیره 

گواهینامه گرفتم 

ازدواج کردم

ماشین خریدم 

کلید خونه جدید 

 

اینا بد نیستن ، بعضی جاها اگر هدفی نداری مشتاقت میکنه تو هم تلاش کنی ... ولی وقتی وسط راه باشی ، یا داری تمام تلاشت رو میکنی اون نتیجه رو نمیگیری دیدن اینا بیشتر افسرده ات میکنه !

۴۰۹⚘

یکی از اساتید گفته دانشگاهمون خیلی خیلی بدهی مالی داره و به نفع اش هست مجازی باشه 

خدا رو شکر واقعا ! من چجوری میتونستم روز ۱۴ فروردین پاشم برم خوابگاه غیر دولتی پیدا کنم ؟! این قیمتها و خرجها که وقتی میبینم... برای فشاری که به خونواده ام میارم عذاب وجدان میگیرم 😐😑 

۴۰۸⚘

اون جایی که بودیم تقریبا تا دو وجب علف و الوئه ورا بود و کلی درخت بود و بوی گرده هم میومد من حس نمیکردم بوی گرده رو اما حلما میفهمید 

گفت میخوام برات فال تاروت بگیرم ! 

گفتم به این چیزا اعتقاد داری ؟ 

گفت فالی رو که من میگیرم درست درمیان ! ... گفت داری ی کاری رو انجام میدی ؟ 

من نگاش میکردم فقط تا بیخیال بشه .

و باز گفت تو واقعا داری ی کاری انجام میدی ! اون چیه ؟ بهم بگو !

گفتم اگر بگم اش خیلی خنده داره ، بهتره تمومش کنم و بعد نتیجه رو نشون ات بدم 

 

ادامه نوشته

۴۰۷⚘

اون روز که حلما حالش بد بود 

ادامه نوشته

۴۰۶⚘

میگه چندین بار شده اینجا "تنها" نشستم و مادرت دیدتم و بعد از سلام و احوال پرسی مستقیم پرسیده چرا تنها نشستی ؟ چیزی شده ؟ از کسی ناراحتی ؟ و بعد میگفتم نه همین جوری ... فقط نشستم ! 

 

و باز دفعه بعد مادرت منو دید و بعد از سلام و احوال پرسی گفت چرا تنها نشستی ؟ کسی ناراحتت کرده ؟ از کسی دلخوری ؟ و باز میگفتم نه همین جوری نشستم و بعد مادرت میگفت همینجوری مگه میشه ! 

گفتم من همین اتفاق تو خونمون میوفته و میترسم تنهایی ی جا بشینم چون خیلی ناراحت میشه حتی تا روز بعدش مادرم همینطور ازم میپرسه کسی اذیتت کرده میگم نه واقعا چیزی نشده ، تنها نشستن تو اتاق رو دوست دارم 

میگه حس خفگی نمیکنی تو اتاق خالی؟ آدمی که جوونه باید بگرده تا سر حال بشه در رو چفت ببندی آخه دیوونه ای چیزی هستی !

گفتم آخه مامان داخل اتاق خالی چیزی واسه استرس نیست ، چرا باید حس خفگی کنم !

 

حلما گفت بعضی وقتها باید خوب نقش بازی کنی چون منطقه خودمون پر از آدمهای برونگرا هست و همه اهل تعریف و رقص و..‌. وقتی تو ی جمع هستی باید تو چشم همه نگاه کنی و تعریف کنی 

گفتم وقتی چیز مشترکی بین خودت و طرف مقابلت نیست باید چیکار کنی ؟ 

گفت مثلا کی ؟

گفتم مثلا من با سارا نمیتونم بحث رو باز کنم چون علایق مسترکی نداریم اون از درس خوندن خوشش نمیاد ، گوکه و اهنگهاش رو نمیشناسه و داستانی نمیخونه ...

گفت از چیزای خنده دار شروع کن ... فقط ولسه اینکه نگن سردی یا همچین چیزی "مثلا من داخل عروسی تمام مدت داشتم میرقصیدم آخر اومدن پهلوم م رو گرفتن گفتن بیا کنار تو نه خواهر عروسی نه خواهر داماد ... اینقدر ضایع نباش" ...

 

واسه برون گرا ها حرف زدن درباره نقاط مشترک خیلی مهم نیست همینکه درباره هر موضوعی حرف بزنی کافیه 😅

 

 

۴۰۵⚘

گفتم خیلی ها من و نونام رو از هم تشخیص نمیدن ... شبیه هم نیستیم اونجوری ولی تشخیص نمیدن 

بیشتر پدر و مادر های خواستگار های نونام ... میخوان بدونن کدومین این سوال رو میپرسن " تو همونی هستی که پرستار هست ؟" 

حلما گفت مردم همین قدر کثیف شدن که دنبال پول یک دخترن ... اگر کارمندم باشی وقتی ازدواج کنی دیگه حقوقت واسه خودت نیست !

گفتم حالا پسر عموم اومده واسه نونام ... پدرش من رو دید حس کردم من رو نشناخت ! 😅 یعنی نفهمید کدوممون هستیم ... ما دیدیم عمو تا کمر خم شد واسه سلام کردن ، من هول شدم گفتم عمو تو رو خدا پا شو راضی به زحمت نیستم 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

حلما گفت تو ی پلاکارد بنداز گردنت بگو آقا من پرستار نیستم 😅🤣🤣🤣 و واقعا اگر کسی الان بخوادت برای خودت میخوادت چون شاغل نیستی 

 

۴۰۴⚘

... چندین ماه پیش یک پارتنر پسر  زبان پیدا کردم ، باورتون نمیشه صبح خودم بهش زنگ میزدم میگفتم پاشو زبان بخونیم 😐😐😑🤣🤣🤣😑

اول این ترم جدید واسه ارائه یکی از درسا من رو با پسری قرار دادن ... پیش خودم گفتم اگه اینم مثل پارتنر زبان باشه ، خودم صبح روز ارائه باید بهش زنگ بزنم 

اما !

یک هفته بعد از ارائه اون لیست هر روز خدا بهم پیام میده بیا پاورپوینت بسازیم ! 

خواستم بگم فلانی ما حدود دو ماه دیگه ارائه داریم ... ولی بعد گفتم حتما میخواد زود انجامش بده یا سرش شلوغ نشه یا خیلی به کارهای عملی علاقه داره ... دیگه چیزی نگفتم 

 

 

۴۰۳⚘

حس میکنم گوشیم ذهنم رو میخونه😐 ...یا  موقعی که با گوشیم با کسی حرف میزنم حرفام رو شنود میکنه ! 

مثلا چند وقتی بود فکرم مشغول دندون پزشکی بود ... و اکس*&^پلور اینستا ۲۰ تا ۳۰ درصد پستهاش واسم شده بود مطالب در مورد دندون ! 

در حالی که نه تو گوگل سرچ کردم ، نه تو چت هام حرفی درباره دندون پزشکی زدم !

درباره گوکه فکر میکنم ... اکسپ،*&^ لور نصف پستهاش فقط اهنگای جدید گوکه هست ! درباره دم نوش فکر میکنم ... و بعد می‌بینم پستهای اول اکسپ*&^ لور درباره دمنوش هستن !!!

در حالی که به هیچکس نگفتم !!! 

....

با فری حرف میزدم تماس صوتی با وات س*&^ اپ  .... چند بار گفت تقصیر تو نیست ... 

و بعد رفتم اینستا و بوووم ! 

اولین پست اکسپل*&^ ور این بود " چطور به زبان انگلیسی بگیم تقصیر منه "😲😲😲😲😲😲😲😲😲😲😳😳😳😳😳😳 

 

 

 

۴۰۲⚘

من اصلا از کار امروزم پشیمون نیستم ! 

به هیچ عنوان پشیمون نیستم چون کاری نکردم فقط داشتم از خودم دفاع میکردم 

گفتم : خانم فلانی مادرتون گفتن من سراغی از شما نمیگیرم 

با ی حالت طلب کار برگشت گفت آره و ادامه حرفتون رو بگید !

گفتم : من معذرت میخوام ، پی وی واتساپتون واسم کار نمیکرد 

گفت : اره من دو ساله واتساپ ندارم 

 

اون لحظه صدام واقعا میلرزید ... دستام رو میدیدم میلرزند ، تپش قلب داشتم و واقعا میدونستم صورتم قرمز شده و گرممه 

گفتم معذرت میخوام من نمیدونستم اگر خودت زنگ میزدی و بهم میگفتی بازم اینجور نمیشد 

... داشت همه چیز خوب پیش میرفت که یدفعه پسر خاله اومد کنارمون وایساد گفت کی واتساپ نداره ؟ تو یا خانم فلانی ؟! 

خانم فلانی گفت من واتساپ ندارم ! 

پسر خاله گفت ولی خانم فلانی دو ماه پیش من واست اهنگ فرستادم !!! باهم چت کردیم ، چرا دروغ میگی ! 

قیافه پسرخاله جوری بود که "خانم فلانی مچ ات رو گرفتم!" 

خانم فلانی گفت نه تو واسم اهنگ نفرستادی .

پسر خاله مصر تر گفت : دروغ نگو ، خودت تو واتساپ گفتی میخوام طلاق بگیرم ، کلانتری کلانتری میکردی یادت نیست ؟ چرا دروغ میگی ! برم گوشیم بیارم 

که آقا یدفعه شوهرش دست خانمش گرفت گفت جای ما اینجا نیست ! 

پسر خاله هم گفت : داشتیم حرف میزدیم ! بودید !

خانم فلانی بلند بلند شروع به گریه کرد ! و از خونه رفت بیرون ! 

شوهره هم به پسر خاله گفت کاری که تو اداره با پار*&^ تی بازی برات جور کردم رو نابودش میکنم 

پسر خاله گفت : منت میذاری ، به جهنم ، من شغل تو رو نمیخوام ! 

 

 

 

بعد چند دقیقه به پسر خاله گفتم چرا اون حرفا رو زدی !

گفت میدونی من چند متر اون ور تر بودم صدات رو میشنیدم که واقعا داشت میلرزید انگار واقعا میترسیدی اون دخترم داشت دروغ میگفت تو هم میگفتی معذرت میخوام ، وقتی اومدم جلو دیدم دستاتم میلرزن ! خواستم ازت دفاع کنم ...

 

گفتم نباید دخالت میکردی ، میترسیدم گریه کنه ... خوب پیش رفتم که تو کلانتری کلانتری کردی شوهرش عصبی شد ...

پسر خاله گفت آخرش گریه کرد ، اصلا خوشم از خانومه نمیاد ... منت هم میذارن واسه ی شغل کوفتی !

 

 

۴۰۰⚘

همه دور میز داریم بستنی لواشک میخوریم 

حرفای عروس : من که حالم بهم میخوره از بستنی ، بوی گند وانیل و دارچین میده ! 

میدونی این گاوا که شیرشون رو میگیرن ، سوسک میخورن ! 

مادرم میگه عروس بخور ، خیلی خوشمزه است ! 

یکم اش رو میذاره دهنش : مزه مسواک میده ، اینو هر کی بخوره مریض میشه ... اینا که خودشون درست میکنن هم نمیخورن که شما میخورید ، من مادرمم نمیخوره 

نگاه قاشقی که  من میخوام بزارم دهنم میکنه : ووش ! اصلا رنگش حال بهم زنه انگار کپک زده 

 

 

فقط تو ذهنم میگم همه اش چرت و پرت میگه ! مزخرف پشت مزخرف ! اصلا نمیتونه یک دقیقه منطقی باشه ! چرا مثل احمقا حرف میزنه 

خیلی جلو خودم رو گرفتم چشمام رو نچرخونم ، فقط یک کلام بگو میل نداری بخوری چرا داری حال ما رو بهم میزنی !

بعد حلما میگه این محتاج توجه ! باهاش مهربون باش 🚶‍♀️🚶‍♀️🚶‍♀️🚶‍♀️

۳۹۹🦊

خدای من ! من واقعا نمیدونم وقتی ایراد بین خودتون و همسرتون هست بقیه رو درگیر کردن مشکل رو حل میکنه؟

حرف جدید عروس خواهرت (یعنی من ) با من صحبت نمیکنه 

البته من خودم درونگرام و بعدش ببینم ی نفری دنبال حرف خال خان باجیه و دعوا انداختن تو فامیله کامل قطع رابطه میکنم 😐 

به حلما گفتم عروس همه جا میشینه میگه من دارم جدا میشم چون خواهر شوهرم باهام صحبت نمیکنه!!!!!!!! 

منم ازش مطالبه کنم چرا یک ساله بلاکم کرده و پیامام رو جواب نمیده ... اما ممکنه حین پرسیدن یدفعه بزنه زیر گریه !

جواب حلما :

(اینکه فوری گریه می کنه) تو شخصیت قوی تری ازش داری پس با اعتماد به نفس و به عنوان بزرگتر باهاش برخورد کن و مثل بچه کوچیک مراقبش باش(تمام این دلخوری و گریه هاش) اینو می رسونه که من ضعیفم و نیاز دارم شما مراقب من باشید و باهام مهربون باشید(چیزی که میخواد رو بهش بدین) اون چیزی که تو ظاهر نشون میده نیست

 

دلخوری ها و سوال و جواب رو بریز دور و مراقبش باش

 

آدمی که فوری گریه می کنه جنگیدن نداره باهاش مهربون باش آدم عاطفی و ضعیفیه

 

 

 

 

 

واقعا عروس اینجوریه تا باهاش جدی حرف میزنی میزنه زیر گریه ... فرق نمیکنه اون شخص کی باشه ، اگه گریه نکنه فحش میده ! 

مادرم به مادر عروس گفته آخه این چه رفتاریه ؟! مادرش هم گفته دختر من بچه هست ، دخترات و پسرات بچه ان ... حرف عروس رو جدی نگیرین 

وقتی ی دختر ازدواج میکنه دیگه نمیگن دختر فلانیه ، میگن عروس خانواده فلانیه 

 

روان شناس فامیل شده حلما ، همه در آخر مراجعه بهش میکنن